Avatar
"آواتار" فیلمی علمی-تخیلی،سه بعدی و امریکایی-بریتانیایی است که توسط
کارگردان بزرگ هالیوود، "جیمز کامرون" (James Cameron) نوشته و کارگردانی
شده است. این فیلم 10 دسامبر در لندن و در تاریخ ١٨ دسامبر ٢٠٠٩ در امریکا
به اکران در آمد.
آواتار محصول کمپانی آمریکایی "فاکس قرن بیستم" (20th Century Fox) است. آهنگساز موسیقی این فیلم، هنرمند با سابقه و سرشناس، "جیمز هورنر" (James Horner) است که از آثار قبلی او می توان آهنگسازی فیلم Titanic، Braveheart، A Beautiful Mind، Apollo 13، Aliens و بسیاری از آثار برجسته دیگر را نام برد. "استنلی وینستون"(Stanley Winston) یکی از بهترین سرپرستان جلوه های ویژه و با کارنامه ای درخشان، که آثاری همچون تمام سری های فیلم Terminator، تمام سری های Jurassic Park، Aliens، سری های Predator ، Iron Man و بسیاری دیگر در آن دیده می شود نیز، تا قبل از مرگش به جیمز کامرون در زمینه طراحی این فیلم کمک میکرده است.
در سال 1994 کامرون شروع به نوشتن فیلمنامه آواتار کرد (پس از پایان کارش بر روی فیلم تایتانیک) و یک سال بعد آن را در 114 صفحه به پایان رسانید. البته شاید تعجب کنید که چرا فاصله زمانی تا ساخت و اکران تا این حد زیاد بوده است؟! کار ساخت فیلم قرار بود در 1999 به پایان برسد، اما تمام ماجرا به خاطر یک جمله کامرون متوقف شد، و آن این بود: (( نیاز است که تکنولوژی ارتقا پیدا کند )). در سال 2006 کامرون فیلمنامه را گسترش داد و در کلام آن تغییراتی ایجاد نمود. این فیلم چندین سال در دست ساخت بوده است و در لسآنجلس، نیوزیلند و خلیج مکزیک فیلمبرداری شده است.
سال ۲۱۵۴ میلادی است، و زمینیان مشغول تشکیل مستعمرات در اقمار ستاره رجل قنطورس" (Alpha Centauri) هستند یعنی در جایی که 4.4 سال نوری از زمین فاصله دارد. سیاره "پاندورا" (Pandora) یکی از این اقمار است که حاوی تنوع خارقالعادهای از حیات وحش فرازمینی است، و جوی غیر قابل استشمام برای انسانها دارد، و همچنین محیطی فیزیکی در تضاد با طبیعت فیزیکی انسانها دارد. با اینحال انسانها بدلیل وجود منابع طبیعی این سیاره سخت متوجه آن شدهاند. از میان جانداران بومی این سیاره موجوداتی شبه انسان هستند بنام "ناوی" (Na'vi)، با قدی حدود 2.74 متر، با دُم و استخوانهایی بسیار محکم که پوستی آبی رنگ دارند و از نظر پیشرفت فنی دارای سطح بسیار پایین تری از زمینیان و ظاهراً نیمه متوحش هستند، اما دارای فرهنگی بسیار غنی و کلی نگر هستند که کاملا با سیاره خود در حالت تعادل قرار دارند. پاندورا دارای سیستم حیات وحش نامتعارفی است، بطوریکه سیاره و تمام موجوداتش دارای یک شبکه عصبی مشترک بوده و با هم در ارتباطند. ناویها از طریق نقاط اتصالی در موهای خود، ازطریق خودآگاهی به اسب های خود متصل میشوند، و همچنین درختان جنگل از طریق ریشههای خود اتصال عصبی با یکدیگر دارند. محیط پاندورا محیطی است که دانشمندان بشری در فیلم را سخت تحت تأثیر قرار داده، و محیط منحصر به فرد این دنیا، مرزهای بین علم و عرفان را درهم مینوردد. منابع طبیعی که بشر در این سیاره بدنبال آن است "اونبتانیوم" (unobtanium) نام دارد. این ماده نوعی سنگ کانی مرموز است که دارای خواص میدانی عجیبی است، بطوریکه باعث ظهور آثار پادگرانشی و اختلال میادین الکترومغناطیسی میشود. در فیلم، زمینیان بمنظور تصرف منابع سرشار پاندورا (سیاره ناویها)، آماده برای اشغال نظامی و استفاده از قوه قهریه میشوند که منجر به نابودی خانه و کاشانه ناویها و محیط زیستشان خواهد گشت. ناویها اکنون در معرض انقراض قرار دارند. اما از سوی دیگر گروهی از انسانهای دانشمند مشغول آزمایش پروژهای بنام "آواتار" (AVATAR) هستند که در آن با علم ژنتیک بدنهای ناوی مصنوعی در آزمایشگاه خلق کرده، و خودآگاهی انسانی را بعنوان رانندهٔ آن بدن، بطور موقت درون آن جسم منتقل یا قالب کرده تا بتوانند از این طریق با فرستادن جاسوسانی به داخل جماعت ناویها، فرهنگ و تمدن آنان را بشناسند. "جِیک سالی" (Jake Sully) به بازیگری "سم ورتینگتن" (Sam Worthington)، سربازی جانباز بر روی ویلچر است که هنگام خدمت در تفنگداران دریایی ایالات متحده آمریکا از ناحیه دو پا فلج شدهاست. هنگامی که او را برای پروژه آواتار بعنوان هدایتگر یکی از بدنها بکار می گیرند، او طبق مأموریتش سعی در رخنه کردن در ناوی ها و کشف رموز و اطلاعات سرّی آنان میپردازد. اما تدریجاً طی ماجراهایی با "نیتیری" (Neytiri) (با صدای "زویی سالدانا"(Zoë Saldaña))، شاهزاده و دختر بزرگ قبیلهٔ ناویها تدریجاً پیوند عاطفی برقرار میکند و رفته رفته پی به عمق زبیای فرهنگ بومیان برده، و سعی میکند به آنها کمک کند، تا جایی که مجبور است نهایتاً در برابر نسل انسانهای غاصب، یعنی نوع خودش، قرار گیرد.
جیمز کامرون در این فیلم از گنجاندن اشارههای سیاسی هیچ ابایی از خود نشان نداده است. محور فیلم حول موضوع دستیابی به منابع طبیعی بسیار با ارزشی بنام "اونبتانیوم" (unobtanium) است که نمادی است از حرص و طمع بشری، که نژاد انسانی را برای تصرف آن منابع وادار به جنگ با موجودات بومی سیاره پاندورا کرده است.
سرهنگ "مایلز کواریچ" (Colonel Miles Quaritch)، فرمانده عملیات نظامی در فیلم به بازیگری "استیون لنگ" (Stephen Lang)، بومیان ناوی را (که شباهت بدون اشتباهی به سرخپوستان آمریکایی دارند.) وحشی مینامد، و استفاده وی از واژگانی همچون "شوک" و "هیبت"، "مبارزه با تروریسم"، و "حمله پیشگیرانه" یادآور وقایع جنگ عراق است.
فیلم همچنین در رساندن پیغامی در دفاع از محافظت از محیط زیست کاملا واضح و رسا است.
آوانار فیلمی است که کامرون برای ساختن آن از دهه 1990 تا کنون منتظر بوده است تا تکنولوژی برای ساخت جلوه های ویژه آن به سطح مطلوب برسد.البته نمی خواهم وارد بحثهای تخصصی در این زمینه شوم، ولی در این فیلم از تکنولوژی جدید برای تبدیل همزمان حرکت فرد به کارکتر مجازی و انیمیشن در کنار حضور همزمان آیتمهای مجازی دیگر صحنه استفاده شده است. این تکنولوژی به کامرون امکان داد که حرکت همزمان کارکترهای مجازی و انیمیشن فیلم را با دیگر صحنه های اصلی و کارکترهای واقعی بصورت همزمان (Realtime) مشاهده کند. مانند یک محیط بازی سه بعدی که البته بسیار قوی بوده و کارکترها و هر آنچه در آن است را می توان با دقیقترین و کوچکترین حرکات ملاحظه و البته همزمان ویرایش نمود! او به "پیتر جکسون" (Peter Jackson) و "استیون اسپیلبرگ" (Steven Spielberg) نیز اجازه داد تا از نزدیک این تکنولوژی جدید را تست کنند. همچنانکه اسپیلبرگ و "جرج لوکاس" (George Lucas) در سر اغلب صحنه ها به مشاهده چگونگی کار کامرون با این تکنولوژی می پرداختند!
آواتار با عبور از مرز فروش کلی 2,240,712,214 دلار توانست فیلمهای شوالیه تاریکی، دزدان دریایی کارائیب: صندوق مرد مرده ، ارباب حلقهها: بازگشت پادشاه و تایتانیک را پشت سر بگذارد و پرفروش ترین فیلم تاریخ سینما لقب بگیرد.
همچنین در جوایز گلدن گلوب 2010، آواتار توانست جایزه بهترین فیلم درام سال 2009 و بهترین کارگردانی را از آن خود نماید. این فیلم همچنین نامزد 9 جایزه در مراسم اسکار 2010 (82nd Annual Academy Awards) نیز می باشد.
آواتار محصول کمپانی آمریکایی "فاکس قرن بیستم" (20th Century Fox) است. آهنگساز موسیقی این فیلم، هنرمند با سابقه و سرشناس، "جیمز هورنر" (James Horner) است که از آثار قبلی او می توان آهنگسازی فیلم Titanic، Braveheart، A Beautiful Mind، Apollo 13، Aliens و بسیاری از آثار برجسته دیگر را نام برد. "استنلی وینستون"(Stanley Winston) یکی از بهترین سرپرستان جلوه های ویژه و با کارنامه ای درخشان، که آثاری همچون تمام سری های فیلم Terminator، تمام سری های Jurassic Park، Aliens، سری های Predator ، Iron Man و بسیاری دیگر در آن دیده می شود نیز، تا قبل از مرگش به جیمز کامرون در زمینه طراحی این فیلم کمک میکرده است.
در سال 1994 کامرون شروع به نوشتن فیلمنامه آواتار کرد (پس از پایان کارش بر روی فیلم تایتانیک) و یک سال بعد آن را در 114 صفحه به پایان رسانید. البته شاید تعجب کنید که چرا فاصله زمانی تا ساخت و اکران تا این حد زیاد بوده است؟! کار ساخت فیلم قرار بود در 1999 به پایان برسد، اما تمام ماجرا به خاطر یک جمله کامرون متوقف شد، و آن این بود: (( نیاز است که تکنولوژی ارتقا پیدا کند )). در سال 2006 کامرون فیلمنامه را گسترش داد و در کلام آن تغییراتی ایجاد نمود. این فیلم چندین سال در دست ساخت بوده است و در لسآنجلس، نیوزیلند و خلیج مکزیک فیلمبرداری شده است.
سال ۲۱۵۴ میلادی است، و زمینیان مشغول تشکیل مستعمرات در اقمار ستاره رجل قنطورس" (Alpha Centauri) هستند یعنی در جایی که 4.4 سال نوری از زمین فاصله دارد. سیاره "پاندورا" (Pandora) یکی از این اقمار است که حاوی تنوع خارقالعادهای از حیات وحش فرازمینی است، و جوی غیر قابل استشمام برای انسانها دارد، و همچنین محیطی فیزیکی در تضاد با طبیعت فیزیکی انسانها دارد. با اینحال انسانها بدلیل وجود منابع طبیعی این سیاره سخت متوجه آن شدهاند. از میان جانداران بومی این سیاره موجوداتی شبه انسان هستند بنام "ناوی" (Na'vi)، با قدی حدود 2.74 متر، با دُم و استخوانهایی بسیار محکم که پوستی آبی رنگ دارند و از نظر پیشرفت فنی دارای سطح بسیار پایین تری از زمینیان و ظاهراً نیمه متوحش هستند، اما دارای فرهنگی بسیار غنی و کلی نگر هستند که کاملا با سیاره خود در حالت تعادل قرار دارند. پاندورا دارای سیستم حیات وحش نامتعارفی است، بطوریکه سیاره و تمام موجوداتش دارای یک شبکه عصبی مشترک بوده و با هم در ارتباطند. ناویها از طریق نقاط اتصالی در موهای خود، ازطریق خودآگاهی به اسب های خود متصل میشوند، و همچنین درختان جنگل از طریق ریشههای خود اتصال عصبی با یکدیگر دارند. محیط پاندورا محیطی است که دانشمندان بشری در فیلم را سخت تحت تأثیر قرار داده، و محیط منحصر به فرد این دنیا، مرزهای بین علم و عرفان را درهم مینوردد. منابع طبیعی که بشر در این سیاره بدنبال آن است "اونبتانیوم" (unobtanium) نام دارد. این ماده نوعی سنگ کانی مرموز است که دارای خواص میدانی عجیبی است، بطوریکه باعث ظهور آثار پادگرانشی و اختلال میادین الکترومغناطیسی میشود. در فیلم، زمینیان بمنظور تصرف منابع سرشار پاندورا (سیاره ناویها)، آماده برای اشغال نظامی و استفاده از قوه قهریه میشوند که منجر به نابودی خانه و کاشانه ناویها و محیط زیستشان خواهد گشت. ناویها اکنون در معرض انقراض قرار دارند. اما از سوی دیگر گروهی از انسانهای دانشمند مشغول آزمایش پروژهای بنام "آواتار" (AVATAR) هستند که در آن با علم ژنتیک بدنهای ناوی مصنوعی در آزمایشگاه خلق کرده، و خودآگاهی انسانی را بعنوان رانندهٔ آن بدن، بطور موقت درون آن جسم منتقل یا قالب کرده تا بتوانند از این طریق با فرستادن جاسوسانی به داخل جماعت ناویها، فرهنگ و تمدن آنان را بشناسند. "جِیک سالی" (Jake Sully) به بازیگری "سم ورتینگتن" (Sam Worthington)، سربازی جانباز بر روی ویلچر است که هنگام خدمت در تفنگداران دریایی ایالات متحده آمریکا از ناحیه دو پا فلج شدهاست. هنگامی که او را برای پروژه آواتار بعنوان هدایتگر یکی از بدنها بکار می گیرند، او طبق مأموریتش سعی در رخنه کردن در ناوی ها و کشف رموز و اطلاعات سرّی آنان میپردازد. اما تدریجاً طی ماجراهایی با "نیتیری" (Neytiri) (با صدای "زویی سالدانا"(Zoë Saldaña))، شاهزاده و دختر بزرگ قبیلهٔ ناویها تدریجاً پیوند عاطفی برقرار میکند و رفته رفته پی به عمق زبیای فرهنگ بومیان برده، و سعی میکند به آنها کمک کند، تا جایی که مجبور است نهایتاً در برابر نسل انسانهای غاصب، یعنی نوع خودش، قرار گیرد.
جیمز کامرون در این فیلم از گنجاندن اشارههای سیاسی هیچ ابایی از خود نشان نداده است. محور فیلم حول موضوع دستیابی به منابع طبیعی بسیار با ارزشی بنام "اونبتانیوم" (unobtanium) است که نمادی است از حرص و طمع بشری، که نژاد انسانی را برای تصرف آن منابع وادار به جنگ با موجودات بومی سیاره پاندورا کرده است.
سرهنگ "مایلز کواریچ" (Colonel Miles Quaritch)، فرمانده عملیات نظامی در فیلم به بازیگری "استیون لنگ" (Stephen Lang)، بومیان ناوی را (که شباهت بدون اشتباهی به سرخپوستان آمریکایی دارند.) وحشی مینامد، و استفاده وی از واژگانی همچون "شوک" و "هیبت"، "مبارزه با تروریسم"، و "حمله پیشگیرانه" یادآور وقایع جنگ عراق است.
فیلم همچنین در رساندن پیغامی در دفاع از محافظت از محیط زیست کاملا واضح و رسا است.
آوانار فیلمی است که کامرون برای ساختن آن از دهه 1990 تا کنون منتظر بوده است تا تکنولوژی برای ساخت جلوه های ویژه آن به سطح مطلوب برسد.البته نمی خواهم وارد بحثهای تخصصی در این زمینه شوم، ولی در این فیلم از تکنولوژی جدید برای تبدیل همزمان حرکت فرد به کارکتر مجازی و انیمیشن در کنار حضور همزمان آیتمهای مجازی دیگر صحنه استفاده شده است. این تکنولوژی به کامرون امکان داد که حرکت همزمان کارکترهای مجازی و انیمیشن فیلم را با دیگر صحنه های اصلی و کارکترهای واقعی بصورت همزمان (Realtime) مشاهده کند. مانند یک محیط بازی سه بعدی که البته بسیار قوی بوده و کارکترها و هر آنچه در آن است را می توان با دقیقترین و کوچکترین حرکات ملاحظه و البته همزمان ویرایش نمود! او به "پیتر جکسون" (Peter Jackson) و "استیون اسپیلبرگ" (Steven Spielberg) نیز اجازه داد تا از نزدیک این تکنولوژی جدید را تست کنند. همچنانکه اسپیلبرگ و "جرج لوکاس" (George Lucas) در سر اغلب صحنه ها به مشاهده چگونگی کار کامرون با این تکنولوژی می پرداختند!
آواتار با عبور از مرز فروش کلی 2,240,712,214 دلار توانست فیلمهای شوالیه تاریکی، دزدان دریایی کارائیب: صندوق مرد مرده ، ارباب حلقهها: بازگشت پادشاه و تایتانیک را پشت سر بگذارد و پرفروش ترین فیلم تاریخ سینما لقب بگیرد.
همچنین در جوایز گلدن گلوب 2010، آواتار توانست جایزه بهترین فیلم درام سال 2009 و بهترین کارگردانی را از آن خود نماید. این فیلم همچنین نامزد 9 جایزه در مراسم اسکار 2010 (82nd Annual Academy Awards) نیز می باشد.
در آخر باید گفت که بازگشت جیمز کامرون به عرصه سینما، بسیار قدرتمندانه بوده است. آواتار مفهومی سحرآمیز است که باید آن را دید و قابل شرح نیست و به جرأت می توان گفت که یکی از بهترین فیلمهای جهان در سی سال اخیر است.
در نهايت ديدن اين فيلم بي نظير و هنرمندانه رو به همه دوستان توصيه مي كنم ، مطمئنا اين فيلم خاطره انگيزترين و زيباترين فيلم عمرتون خواهد شد....
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۸۸/۱۱/۲۳ ساعت 10:50 توسط شهر آشوب
|
