دنیاهای جدید

به نظر خیلی از دانشمندان کهکشان ما میتواند پر از سرزمین های مانند پاندورا در فیلم آواتار باشد یعنی سر زمین هایی شبیه زمین ما در داخل منظومه های دیگر.

شرح کامل در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

روز پدر مبارک...

کاش می شد عشق را تفسیر کرد

کاش می شد عمر را تکثیر کرد

روی این گردونه نامهربان

گرمی مهر تو را تصویر کرد...

ولادت حضرت علی و روز پدر مبارک.فکر نمی کنم هیچ کی مثل دکتر علی شریعتی تونسته باشه علی علیه السلام توصیف کنه.پیشنهاد می کنم کتاب "علی حقیقتی بر گونه اساطیر"بخونید...پیام های تبریکتونو تو نظرات بزارین...

دانلود کتاب


آخرالزمان و ظهور ستاره سرخ رنگ UB313 (نیبیرو ) از دیدگاه غرب - بخش دوم

شرح در ادامه مطالب...

ادامه نوشته

آخرالزمان و ظهور ستاره سرخ رنگ UB313(نیبیرو) از دیدگاه غرب بخش1

آیا UB 313   همان طارق است؟

آیا جهان در سال 2012 پایان می یابد؟

علت افزایش زلزله و تغییرات آب و هوایی گسترده در جهان چیست؟

آیا عذاب دیگری از نوع عذاب قوم نوح در راه است؟

علت ظاهر شدن دو خورشید در آسمان چیست؟

شرح کامل در ادامه مطلب....

ادامه نوشته

دعای پسرهای مجرد

الهم نزلنا حوریاً تک دانه و هیکل توپ (خدایا منو به خاطر این درخواست سنگینم ببخش)...!

 کم توقعا...!

السّن الصغیرا...!

I Need  لا کوزه ترشی...!

الوضع المالی.... عالی و جهیزیتها کاملةُ...!

و والدینها رو به موتا، ترجیحاً لا خواهر و مادر و پدر و کلهم فک و فامیلا...!

الچشم البسته (لا آفتاب مهتاب دیده)...!

کدبانوا فی المور المنزل (همه جور چیزا)...!

١٨٠% مطیع الامر، لا چون و چرا و تسلیماً لخشمنا...!

قویاً فی تحمل بوی جوراب و الغیر چیزها...!

یا رب اعطینا الیک For Me فوری....!

خصوصيات آقا پسرها از 14 تا 27 سالگي

سن 14 سالگي: تازه توي اين سن ، هرو از بر تشخيص ميدن !(اول بدبختي !)
سن 15 سالگي: ياد مي گيرن که توي خيابون به مردم نگاه کنن ! ... از قيافه ء خودشون بدشون مياد !
سن 16 سالگي: توي اين سن اصولا“ راه نميرن ، تکنو مي زنن !... حرف هم نمي زنن ، داد مي زنن !... با راکت تنيس هم گيتار مي زنن !
سن 17 سالگي: يه کمي مثلا آدم ميشن !... فقط شعرهاشون رو بلند بلند مي خونن !(يادش به خير ، اون روزا که تکنو نبود ، راک ن رول مي خوندن !)
سن 18 سالگي: هر کي رو مي بينن ، تا پس فردا عاشقش ميشن !... آخ آخ ! آهنگهاي داريوش مثل چسب دوقلو بهشون مي چسبه !
سن 19 سالگي: دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن !... تيز ميشن ، ابي گوش ميدن !
سن 20 سالگي: از همه شون رو دست مي خورن !... ستار گوش ميدن که نفهمن چي شده !
سن 21 سالگي: زندگي رو چيزي غير از اين بچه بازيها مي بينن !(مثلا عاقل ميشن !)
سن 22 سالگي: نه ! مي فهمن که زندگي همش عشــــقه !... دنبال يه آدم حسابي مي گردن !
سن 23 سالگي: يکي رو پيدا مي کنن !اما مرموز ميشن !(ديدشون عوض ميشه !)
سن 24 سالگي: نه!اون با يه نفر ديگه هم دوسته !اصلا“ لياقت عشق منو نداشت !
سن 25 سالگي: عشق سيخي چند ؟!!... طرف بايد باباش پولدار باشه ! حالا خوشگل هم باشه بد نيست !
سن 26 سالگي: اين يکي ديگه همونيه که همه ء عمر مي خواستم !... افتخار ميدين غلامتون بشم ؟!
سن 27 سالگي: آخيـــــــــــش !
سن 28 سالگي: کاش قلم پام مي شکست و خواستگاري تو نميومدم !!!

قسمتی از قصیده ی ابی سیاه خاکستری از حمید مصدق

چه كسي مي خواهد

من و تو ما نشويم

خانه اش ويران باد !

من اگر ما نشوم، تنهايم

تو اگر ما نشوي،

- خويشتني

از كجا كه من و تو

شور يكپارچگي را در شرق

باز بر پا نكنيم

از كجا كه من و تو

مشت رسوايان را وا نكنيم .

من اگر برخيزم

تو اگر برخيزي

همه بر مي خيزند

من اگر بنشينم

تو اگر بنشيني

چه كسي برخيزد ؟

چه كسي با دشمن بستيزد ؟

چه كسي

پنجه در پنجه هر دشمن دون

- آويزد

*****

دشتها نام تو را مي گويند .

كوهها شعر مرا مي خوانند .

كوه بايد شد و ماند،

رود بايد شد و رفت،

دشت بايد شد و خواند .

در من اين جلوه اندوه ز چيست ؟

در تو اين قصه پرهيز - كه چه ؟

در من اين شعله عصيان نياز،

در تو دمسردي پاييز - كه چه ؟

حرف را بايد زد !

درد را بايد گفت !

سخن از مهر من و جور تو نيست .

سخن از

متلاشي شدن دوستي است ،

و عبث بودن پندار سرور آور مهر

...

*****

سينه ام آينه اي ست،

با غباري از غم .

تو به لبخندي از اين آينه بزداي غبار .

...

من چه مي گويم،آه ...

با تو اكنون چه فراموشيها؛

با من اكنون چه نشستنها، خاموشيهاست .

تو مپندار كه خاموشي من،

هست برهان فراموشي من .

من اگر برخيزم

تو اگر برخيزي

همه برمي خيزند...

 

 با کلاس بر خورد کنید....

اگر شما ذاتا" انسان با کلاسی هستید که هیچ !!! در غیر این صورت باید از هر فرصتی برای نشان دادن این موضوع استفاده کنید . شاید باورتان نشود ولی شما می توانید از جراحت خود نیز برای کلاس گذاشتن استفاده کنید فقط کافیست جواب های زیر را با اندکی قیافه موجه بیان کنید:
اگر شصت پای شما زیر اجاق گاز گیر کرده و شما ان را باند پیچی کرده اید هر گاه علت آن را از شما جویا شدند باید جواب دهید : "موقع تکان دادن پیانوی بابام پام مونده زیرش
"
اگر صورت شما بر اثر جوشکاری زیر آفتاب سوخته باید بگویید : "از اسکی آخر هفته نمی توانم بگذرم
"
اگر به خاطر تک چرخ زدن با موتور براوو جلوی مدرسه دخترانه به زمین خورده اید در جواب باید بگویید : "با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس تصادف کردیم
"
اگر انگشت دست شما به ماهیتابه پیاز داغ چسبیده علت آن را چنین بیان کنید : "دیشب با قهوه جوش اینجوری شد
"
اگر بر اثر ضربه ی چکش ناخن شما شکسته باید بگویید : "به سیم گیتارم گیر گیر کرده
"
اگر بر اثر زد و خورد در صف روغن کوپنی زیر چشم شما کبود شده جوابتان این باشد : "چند روز پیش توپ تنیس به صورتم خورد
"
اگر صورت شما بر اثر خوردن خرمای خیرات و چای و شیرینی مملو از جوش شده علتش را چنین وانمود کنید: "که خواهرتان از هلند شکلات زیادی اورده است
"
اگر مینی بوس شما در جاده خاکی چپ کرد و حسابی مجروح شدید بسیار عصبانی بگویید : "الکی می گویند زانتیا ایربگ داره
"
اگر کف دست شما به قوری سماور چسبید بگویید:"حواسم نبود میله ی شومینه زیادی داغ شد
"
اگر موها و ابروهای شما در چهار شنبه سوری سوخت جواب دهید:"بچه همسایه را از میان شعله های آتش بیرون کشیدم!

وصیت نامه

تا حالا امتحان کردی از مرگ یه تصویر طنز بسازی پس شروع کن از وصیت نامه

قبر مرا نيم متر كمتر عميق كنيد تا پنجاه سانت به خدا نزديكتر باشم.

بعد از مرگم، انگشت‌هاي مرا به رايگان در اختيار اداره انگشت‌نگاري قرار دهيد.

به پزشك قانوني بگوييد روح مرا كالبدشكافي كند، من به آن مشكوكم!

ورثه حق دارند با طلبكاران من كتك‌كاري كنند.

عبور هرگونه كابل برق، تلفن، لوله آب يا گاز از داخل گور اينجانب اكيدا ممنوع است.

بر قبر من پنجره بگذاريد تا هنگام دلتنگي، گورستان را تماشا كنم.

كارت شناساييم بت دو قطعه عکس مرا لاي كفنم بگذاريد، شايد آنجا هم نياز باشد!

مواظب باشيد به تابوت من آگهي تبليغاتي نچسبانند.

روي تابوت و كفن من بنويسيد: اين عاقبت كسي است كه زگهواره تا گور دانش بجست.

دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال كنند. در چمنزار خاكم كنيد!

كساني كه زير تابوت مرا مي‌گيرند، بايد هم قد باشند.

شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به دختران بيکار ندهيد.

گواهينامه رانندگيم را به يك آدم مستحق بدهيد، ثواب دارد.

کله مرغ برای سگها يادتون نره چون گناه دارند گشنه بمونند.

بجای عکسم روی آگهی ترحيم کارت معافيم رو بزاريد.

در مجلس ختم من گاز اشك‌آور پخش كنيد تا همه به گريه بيفتند.

از اينكه نمي‌توانم در مجلس ختم خودم حضوريابم قبلا پوزش مي‌طلبم و خواهش ميکنم پشت سرم حرف در نيار يد.

التماس ميکنم کفنم را از يک پارچه مارکدار انتخاب کنيد تا جلوی آدمهای گه تازه به دوران رسيده کم نياريم.

به مرده شوي بگوييد مرا با چوبك بشويد چون به صابون و پودر حساسيت دارم.

چون تمام آرزوهايم را به گور مي‌برم، سعي كنيد قبر مرا بزرگ بسازيد كه جاي آتها هم باش

جبران خلیل جبران...


یک بار به مترسکی گفتم :لابد از ایستادن در این دشت خلوت خسته شده ای؟

گفت:لذت ترساندن عمیق و پایدار است.از آن خسته نمیشوم.

دمی اندیشیدم و گفتم:درست است,چون که من هم مزه ی این لذت را چشیده ام.

گفت:فقط کسانی که تن شان از کاه پرشده باشد این لذت را می شناسد.

آنگاه من از پیش او رفتم و ندانستم که منظورش ستایش من بود یا خوارکردنم.

. . .

 

هنگامی که باز از کنار او می گذشتم دیدم دو کلاغ دارند زیر کلاهش لانه میسازند


از کتاب پیامبر و دیوانه

جبران خلیل جبران

 

یاد رفتگان...

پروبز مشکاتیان :

30 شهریور با بسته شدن چشم های پرویز مشکاتیان آغاز شد.مردی که آهنگ هایش در حافظه جمعی ما جایگاه خاصی دارد .مشکاتیان نوازندگی سنتور را از شش سالگی نزد پدرش حسن مشکاتیان آغاز کرده بود،پدری که علاوه بر سنتور،سه تار و ویولون هم می نواخت.

<<بیداد>>،<<دستان>>،<<نوا>> در آستان جانان از جمله آلبوم های ماندگار این نوازنده بود که با صدای محمدرضا شجریان روانه بازار شدند.یکی دیگر از فعالیت های خاطره انگیز مشکاتیان تاسیس گروه چاووش برمی گردد؛جایی که گروه عارف (به سرپرستی حسین علیزاده)و گروه شیدا (به سرپرستی محمدرضا لطفی) همکاری مشترکشان را آغاز کردند و اوایل انقلاب آهنگ های انقلابی بسیاری خلق کردند.

علی اکبر مهدی پور دهکردی :

قسمت این بود که پرونده عمر نوازنده نوروز درست چند هفته قبل از پایان سال 88 و اغاز سال 89 بسته شود.علی اکبر مهدی پور دهکردی،نوازنده سرنای اهنگ معروفی است که لحظه تحویل سال پخش می شود.این اهنگ که 30 سال پیش ضبط شده است؛یعنی زمانی که مهدی پور 44 ساله بود.وی همچنین نوازندگی در سریال <<روزی روزگاری>> را در پرونده اش دارد.

نیکو خردمند :

نیکو خردمند در 26 سالگی فعالیت هنری اش را در رادیو اغاز کرد و 2 سال بعد پا به عرصه دوبله گذاشت.<<پرده اخر>>شاهکار واروژ کریم مسیحی نقطه اغاز کار سینمایی وی بود.خردمند در فیلم های متعددی از جمله <<خانه خلوت>>،<<مسافران>>،<<کاغذ بی خط>>،<<صبحانه ای برای دو نفر>>،<<کافه ستاره>>و <<خاک آشنا>> و همچنین در چند سریال تلویزیونی نظیر آوای فلخته،آپارتمان و دزدان مادربزرگ نقش افرینی کرد.

و همچنین

مسعود رسام : کارگردان وتهیه کننده آثاری چون خانه سبز،محله بهداشت،محله بروبیا،همسران،چاق و لاغر،دنیای شیرین دریا،دنیای شیرین وهاچین و واچین 

عباس شباویز : موسس آریا فیلم

شاهین سرکیسیان : بازیگر سریال هایی همچون سلطان و شبان،سربداران،هزاردستان و روزی روزگاری

مهدی آذریزدی : نویسنده کتاب های  قصه های خوب برای بچه های خوب

.

.

و یاد آرش باقری هم بخیر.....

تست شخصیت با بوی مورد دلخواه!

آلن هریس محقق و استاد دانشگاه ، درباره اهمیت رایحه و حس بویایی می‌گوید:"حس بویایی شما، در مغز و دقیقا در منطقه احساسات اولیه واقع شده است.

به همین علت است كه ارتباطات بویایی تشكیل شده در دوران كودكی، می‌تواند شخصیت رفتاری شما و سازه‌های ثبت آن را در دوران نوجوانی و جوانی شكل دهد.

بنابراین آن بوی خوشی را كه حس می‌كنید لحظات بسیار شادی را برای شما به وجود می‌آورد ، از بین گزینه‌های زیر انتخاب كرده و ببینید كه " رایحه " شخصیت شما چه رنگ و بویی دارد !؟

.................

ادامه نوشته

خداوند...

ملاصدرا می گوید :

 

خداوند بی نهایت است و لا مکان و بی زمان

          اما به قدر فهم تو کوچک می شود

                و به  قدر  نیاز  تو  فرود  می آید

                   و به قدر آرزوی تو گسترده می شود

                           و به قدر ایمان تو کار گشا می شود

 

 یتیمان را پدر می شود و مادر

 محتاجان برادری را برادر می شود

عقیمان را طفل می شود

نا امیدان را امید می شود

گمگشتگان را راه می شود

در تاریکی ماندگان را نور می شود

رزمندگان را شمشیر می شود

 پیران  را عصا می شود

محتاجان به عشق را عشق می شود

خداوند همه چیز می شود همه کس را . . .

 

به شرط اعتقاد،

     به شرط پاکی دل ،

            به شرط طهارت روح ،

                 به شرط پرهیز از معامله با ابلیس

 

بشویید قلبهایتان را از هر احساس ناروا

           و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف

                 و زبانهایتان را از هر گفتار ناپاک

                       و دستهایتان را از هر آلودگی در بازار

                            و بپرهیزید از ناجوانمردی ها ،ناراستی ها ،نامردمی ها . . .

 

چنین کنید تا ببینید خداوند چگونه

بر سفره شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند

در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان می کند

و در کوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند . . .

 

 

مگر از زندگی چه می خواهید که در خدایی خدا یافت نمی شود ؟؟؟؟

کولاک سیاوش قمیشی

سلام...

آهنگ جدید سیاوش قمیشی به نام الکی که به مناسبت ولنتاین خونده.....

وقت ندارم...

خودتون برین و دانلود کنین....

http://www.songbsong9.com/download-siavash-ghomeyshi-alaki-video-s2362

44 راه برای راه رفتن روی اعصاب دیگران!

روانشناسان معتقدند که همه آدم ها تمایلی انکار نشدنی برای آزارواذیت دیگران دارند و می گویند حسی ناخودآگاه آنهرا به لذت بردن از آذاردیگران راهنمایی می کند.آنها می گویندبر همین اساس است که ما از تام و جری خوشمان می آید وکمدی های پراز درگیری را دوست داریم.حالا فرض کنید در یک دنیای فرضی بخواهیم دیگران را اذیت کنیم یا به قول خودمان روی اعصاب دیگران راه برویم،چه راههایی پیشنهاد می کنید؟پیشنهادات مارا بخوانید ولی آنها را جدی نگیرید.این فقط یک شوخی است!تا نظر شما چه باشد...

1-      روزهای تعطیل عید مثل بقیه روزها ساعتتان را کوک کنید تا همه از خواب بپرند.

2-      سرچهارراه وقتی چراغ سبز شد دستتان را روی بوق بگذارید تا جلویی ها زودتر راه بیفتند.

3-      وقتی از کسی آدرسی را می پرسید بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوی چشمش از یک نفر دیگر هم بپرسید.

4-      کرایه تاکسی را بعد از پیاده شدن و گشتن تمام جیب هایتان به صورت 5 هزاری پرداخت کنید.

5-      همسرتان( BFیا GF ) را با اسم همسرقبلی تان صدا بزنید.

6-      جدول نیمه تمام دوستتان را حل کنید.

7-      توی اتوبان روی منتهی الیه سمت چپ با سرعت پنجاه کیلومتر در ساعت حرکت کنید.

8-      وقتی عده زیادی مشغول تلویزیون نگاه کردن هستند،مرتب کانال را عوض کنید.

9-      در یک جمع چای را با هورت کشیدن نوش جان کنید.

10-  به کسی که دندان مصنوعی دارد بلال تعارف کنید.

11-  وقتی از اسانسور پیاده می شوید دکمه های تمام طبقات را بزنید و فرار کنید.

12-  وقتی با بچه ها بازی فکری می کنید،سعی کنید از آنها ببرید.

13-  موقع صرف نهار توی یک جمع جزئیات تهوع و گلاب به رویتان استفراغی که چند روز پیش داشتید را با آب وتاب تعریف کنید.

14-  ایده های دیگران را به اسم خودتان به کار ببرید.

15-  بوتیک چی را وادار کنید شونصد رنگ و نوع پیراهن هایش را باز کند ونشانتان بدهد و بعد بگویید هیچ کدام جالب نبود و سریع خارج شوید(این فقط مورد استفاده خانمهاست!).

16-  شمع های کیک تولد دیگران را فوت کنید.

17-  اگر سر دوستتان طاس است مرتب از آرایشگرتان تعریف کنید.

18-  وقتی کسی لباس تازه ای می خرد ،به او بگویید خیلی گران خریده و سرش کلاه رفته.

19-  صابون را همیشه کف وان حمام جا بگذارید.

20-  روی ماشینتان بوق های شیپوری نصب کنید.

21-  وقتی دوستتان را بعد از یک مدت طولانی می بینید بگویید چقدر پیر شده است.

22-  وقتی کسی در جمعی جوک تعریف می کند بلافاصله بگویید خیلی قدیمی بود.

23-  شکم بزرگ دوستتان را مرتب به او یادآوری کنید.

24-  بادکنک بجه ها را بترکانید.

25-  مرتب اشباه لغوی و انشایی دیگران را هنگام صحبت گوشزد کنید و بخندید.

26-  وقتی دوستتان موهای سرش را کوتاه می کند به او بگویید موی بلند بیشتر بهش می آید.

27-  بچه جیغ جیغوی خودتان را به سینما ببرید.

28-  ای میل های فورواردی دوستتان را برای خودش فوروارد کنید.

29-  توی کنسرت موسیقی،بی موقع دست بزنید.

30-  هرجایی که می توانید،آدامس جویده شده تان را جا بگذارید(توی دستکش دوستتان بهتر است).

31-  حبه قند نیمه جویده و خیستان را دوباره توی قندان بگذارید.

32-  نصف شب ها با صدای بلند در خواب حرف بزنید.

33-  دوستتان که پایش توی گچ است را به فوتبال دعوت کنید.

34-  عکس های عروسی دوستتان را با دستهای چرب تماشا کنید.

35-  با یک پیتزا فروشی تماس بگیرید و شماره تلفن پیتزافروشی روبرویی که آن طرف خیابان است را بپرسید.

36-  موقع عکس رسمی انداختن برای هر کس که جلویتان است شاخ بگذارید.

37-  توی پسته و آجیل عید برای مهمان هایتان فقط پسته ها و فندق های دهان بسته بگذارید.

38-  شونصد بار به پیغام گیرتلفن دوستتان زنگ بزنید و داستان خاله سوسکه را تعریف کنید.

39-  توی روزهای بارانی با سرعت از وسط آب های جمع شده رد بشید. 

40-  توی جای کارت های عابر بانک چوب کبریت فرو کنید.

41-  جای برچسب های قرمز و آبی شیرهای آب توالت هتل ها را عوض کنید.

42-  یکی از پایه های صندلی معلم یا استادتان را لق کنید(انقدر دوست داشتم این بلارو سر س...د...‍‍ِِژ...د بیارم!!!!!).

43-  توی مهممونی از بچه چهار ساله تان بخواهید که هر چه شعر بلد است بخواند.

44-  ورق  های جزوه سیصد صفحه ای دوستتان را که ازش گرفته اید تا زیراکس کنید،قاطی پاتی گذاشته و یک بر هم بزنید و پس دهید.

                                                                                      منبع:روزنامه ایران

ورودیه...

ورودیه...

با سلام به همه دوستان عزییییییییییییزم.دوست نداشتم اولین آپم این باشه ولی چه میشه کرد.ای روزگار...

تو این دو سه روز ناراحتیهای زیادی پیش اومد.نمیخوام ادامش بدم.فقط یه سری چیزا....

اول از همه من اصلا این مطالب آتشینتونو!نخوندم.حرفام مبتنی بر شنیده هاس که اینم تقصیر آقای آفتابیه که مطالبو برام میل نمی کنه!

اگه این چیزایی که من شنیدم شوخی بود که رک بگم خیلی بی مزه بود!

اگه هم جدی بود خیلی بچه گانه بود!همه مشکلات از جایی شروع میشه که آدما به خودشون حق قضاوت میدن.کسی نمی تونه بگه چی حق کیه.

بهتر بود آقای آفتابی به جای پاک کردن مطالب میذاشتن(میزاشتن؟) آقای سلیمانیان خودشون تصمیم بگیرن.با شناختی که من از ایشون دارم حتما ایشون توضیح منطقی برای حرفاشون دارن.

ما هم خوشحال میشیم حرفای ایشونو بشنویم.

بزرگ شدیم!دانشجوییم!نماد فرهنگ جامعه ایم!

کلاسا داره شروع میشه.بهتره همه چیز زودتر حل شه.به نظر من بد نیس یه اردو بریم تا کدورتها رفع شه.

بیشتر ازین وقتتونو نمی گیرم.

آقای سلیمانیان منتظرم....