رستم، کشاورز می‌شود!

من آن بودم که رستم پهلوان بود                           مرا اسفندیار آرام جان بود

به هر جایی که می‌شد بذر پاشید                       (تو خط مثنوی فعلا نباشید!

غزلگوییم ما ، نی مثنوی‌گو                                  غزل در نزد ما آب روان بود)

چه می‌گفتم؟ کلام از دست در رفت                سخن از کار ما در این جهان بود

اگر رستم - که من هستم – زراعت          بجای جنگ می‌کرد، این چسان بود؟

به کشت و زرع خود مشغول بودم                     نه کشتن؛ آنکه کار قاتلان بود

به جای نیزه گر در دست من بیل                        کلنگی نیز گر جای کمان بود

و داسی داشتم گر جای آن تیغ                          و دلوی جای آن گرز گران بود

انرژی می‌گرفتم من ز هسته                           همان‌طوری که کار باغبان بود

یقینا ثبت می‌شد توی تاریخ                       که رستم، زارعی بس کاردان بود

به هرجایی که می‌شد بذر ... آن ارض             ز کود رخش، جانش پرتوان بود!

مترسک داشتم، اما خوش اخلاق!                     میان مزرعه چون میزبان بود

کبوتر با کبوتر، غاز با غاز                             زمین هم بستری امن و امان بود

نه سهرابم به دستم کشته می‌شد                نه اوضاع زمین خر تو خران بود!

ندا از آسمان مغزم نمی‌کوفت                      که: طفلک بی‌گناه و نوجوان بود

شغادی نقشه‌ی قتلم نمی‌ریخت                            برادر با برادر مهربان بود

کشاورزی شرف دارد به کوری                         که کارش کشتن اطرافیان بود

نه زخمی می‌زدم سهوی -و بالعکس-              نه زخمم را نیاز پانسمان بود

 
همه‌ش تقصیر فردوسی‌ست، آنکه                   طرفدار خشونت در نهان بود

نظامی ساخت وی در طول سی سال        که اهل شعر و نظم و داستان بود

یلی بودم ولی سرگرم با بیل                           مکانم هم بلاد سیستان بود

مرا سرکرده‌ی لشگر هم او کرد                         اگرچه پست از ما بهتران بود

اگر در خلوت خود می‌زدم تار                        چه ربطی بنده را با تارزان بود؟!

مرا در این هچل انداخت، ایشان            چونان زخمی که لایش استخوان بود

خدا می‌خواست تنبیهم نماید                       به نوعی این برایم امتحان بود

دوباره گر مرا می‌آفریدی                                 - خداوندا! - مزید امتنان بود

رازهــای جالب از گـــوگل

همه ما روزانه به طور مکرر از موتور جستجوی Google استفاده می کنیم

اشتباه نکنید مطلب امروزمان در مورد معرفی Google و یا یکی از سرویس های جدید آن نیست ، بلکه قصد معرفی رازهای مخفی و سرگرم کننده ای را در گوگل داریم که بی شک برایتان جالب خواهد بود


حتما می پرسید چه طور رازی ؟

خوب کافی است وارد صفحه اصلی گوگل شوید .

سپس در کادر جستجو نام Google را به صورت معکوس بنویسید (یعنی تایپ کنید: elgoog ) و سپس بر روی دکمه I’m Feeling Lucky کلیک کنید و يادتون نره زبانه گوگل حتما" انگليسي باشه

چه می بینید ؟

با ما همراه باشید تا در ادامه‌ مطلب رازهای بیشتری را با هم تجربه کنیم …

ادامه نوشته

رزم رستم و رخش!

کنون جنگ رستم به اسبش شنو     نشد تا سه بازیّ و این هست دو

همی بر خروشید اسب ِچموش     تو گویی که فیل است ، نزدش چو موش

در آنگه که رستم ازو راه خواست     زمین زد سوارش ، چون ظرف ماست

بدو گفت :"ای تو یل ِسیستان     برم من ، همکنون تورا از میان

شنیدم سمندی خریدی به قسط      و اسپرت ، کردیش زیبا و best

دوگانه بسوزد شنیدم همی     نباشد تو را از رکابش غمی

خیانت بکردی به من با مرام     نداری دگر ارزشی تو برام !!

دگر احتیاجی به من نیست ، هان !     نهادی مرا آخر ِ لیست ، هان !!

چه شد آن سمند ِخوش ِ راهوار     که خواهی شوی تو به پشتم سوار ؟"

و رستم بدو گفت با آه و سوز     ز ِبخت سیاهش چه آمد به روز

که بنزین شده سهم بندی ، عزیز     و کمیاب گشتست سوخت تمیز

دو لیترش شده قیمت جان ِمن     و صف های گازش بصافد دهن !

فدای تو که یونجه خواهی فقط     خداوند کند باعثش را سقط !

نه آلوده کردی هوارا همی     نه دود و بجایش پهن می دهی

فروشم سمند و نخواهم دگر     بسوزد از این غصه من را جگر

نخواهم دگر آن سمند ِلگن   و با رخش زیبا شوم در چمن

و چون رخش ، این قصه را گوش کرد     همه دشمنی را فراموش کرد

و رستم سوارش بشد چون قدیم     و لعنت فرستاد بر این ....

آهنگ جدید عرفان به نام این خاک

این آهنگ فوق العاده رو حتما دانلود کنید ( شعر آهنگ )

     ما یک ملته شعار پرستیم  ،   22 بهمن بریم شمال تا مست شیم
    نه که تصمیم، معانیشه پستی ، کلی آرزو داری که بدی بره دو دستی
  اگه میبینی منفی میگم از همه پرم ، با خودم بیشتر از همه مسئله دارم
 بدونی ترس ندارم خودو مسخره کنم ، یخوام بشینم عقب تو رو اسلحه کنم


این آهنگ رو از  اینجا  دانلود کنید.

آهنگ جدید هیچکس به نام یه روز خوب میاد

این آهنگ فوق العاده رو حتما دانلود کنین. ( شعر آهنگ )

همه شنگولیم و همه چی عالیه ، فقط جای رفیقامون که نیستن خالیه



برای دانلود اینجا  کلیک کنید

لیل الربیع یفرز الحریق  2

در کتب مختلف از بوم الله چهارشنبه سوری به اهم ایام و مهمترین رسوم عید نام برده شدندی که در آن روز تا توانی نارنجک جلوی پای دخترکان اندازی و بترسانی و تیکه اندازی و حال گیری و فاز بری .

اما آنکه این روز مهم از کجا بیرون آمدندی و اولین ترقه را کدامین بنده ی صالح خدا ترکاندندی و جای خود در در بهشت برین set as defalt نمودندی از خود روز هم مهم تر بود که ریشه در تاریخ و فرهنگ ما حفاران و عیاران دارد .

در بسیاری از کتب بلا سند آمده که شیخ انیشتین الدین روزی که با زیدش قهر نمودندی خود را در زیرزمین بیت زندانی نمودندی و سیگار می کشیدندی که پی بردندی چون فندک زند آتش بی صداست و چون کبریت آتش زند صدا دار است پس اجسام مختلف ترکاندندی و صدایش آزمایش نمودندی که آن بین ناگه اتمی ترکاند و بیت بر باد فنا بردندی و خود به هوا شوت شدندی و موهایش سفید شدندی و شیخ شدندی و فرهیخته شدندی وپس از آن نظریه ها دادندی و اثبات ها نمودندی نسبیت ها گفتندی و E=mc 2 نوشتندی و مشهور شدندی و دانشمند .

و آن روز آخرین سه شنبه ی سال بودندی و از یاد او هرگز پاک نشدندی .

حتما ادامه ی مطلبو بخونید ( نظر یادتون نره )

ادامه نوشته

لیل الربیع یفرز الحریق

بزن بمب و بکن از ترس من حال // که امشب چهارشنبس ، آخر سال

نمی دانم که این رسم از کجا بود ؟! // که تا صبح راه اندازند چنین قال

نماد سرخ آتش جای داده // به بمب و آرپی جی ، هسته ی فعال !!!

زنند آسیب بر اموال مردم // بترسانند ز ملت عمه و خال

نموده کودکی در بین این جمع // ز بمبی که خودش زد ! خیس شلوار

شنیدم پارک ها مخصوص این کار // بکردند ! وای بر شاخ کهنسال

کمه خیلی دست انداز ِخیابان // ترقه ، آسفالت رو کرده است چال

بوَد آیین این شب مهر ورزی // نه اینکه سز صدا گیرد زمن حال

چه عیب ار آتشی زیبا بسازی ؟! // کز این نور و کز این گرما کنی حال

اگر حرف ابو زید راست بنمود // بکن آیین امشب راست اعمال

اگر هم چرت می گویم پسر جان // چو یک وز وز که خیزد از مگس بال

بزن بمب و بکن از ترس من حال // که امشب چهارشنبس آخر سال

رزم رستم و تهمینه !

کنون رزم ِرستم شنو ، با زنش     تجرد ، تمام و شروع ِغمش

و رستم به مطبخ بشد ، بامداد     به تهمینه با خشم ، سرداد ، داد

تو ای زن ! محیا بکن چاشت زود     فراهم نما ، چایی از آب ِرود

که من خسته از جنگ و رزم آمدم     گرسنه ، کنون بهر ِبزم آمدم

و تهمینه این سان جوابش بداد    سر ِصبح ، چیست این قال و داد ؟!

ادامه نوشته

شماره مشترک مورد نظر در شبکه موجود نمی‏باشد ... و باقی قضایا!

قصد داریم تا هم اکنون یکی از کاربردی ترین و جالب ترین ترفندهای موبایل را که کمتر کسی از آن با خبر است را برای شما بازگو کنیم. ممکن است شما نیز گاهی حوصله و وقت کافی برای پاسخ گویی به تلفن هایی که به موبایلتان زده میشود را نداشته باشید؛ شاید گوشی را خاموش کنید و یا حتی بدان پاسخ نگویید که این دو کار تا حدودی خلاف ادب است. اما قصد داریم تا روشی ساده اما کاربردی را به شما معرفی کنیم که با استفاده از آن میتوانید کاری کنید که هر زمان کسی با شما تماس گرفت با پیغام "شماره مشترک مورد نظر در شبکه موجود نمیباشد" یا "شماره مورد نظر مسدود است" و امثال اینها روبرو شود.
ادامه نوشته

کلید ترکیبی در فایرفاکس که احتمالاً بلد نیستید!

شاید شما نیز از کاربرانی باشید که ادعا می‏کنند تمام راز و رمزهای مرورگر فایرفاکس را بلد هستند! در این صورت بایستی گفت هم‏اکنون قصد داریم در این ترفند به معرفی یک کلید ترکیبی بپردازیم که می‏تواند شما را غافلگیر کند! این ترفند می‏تواند گاهی برایتان بسیار کاربرد داشته باشد و سرعت کار شما را با تب‏های فایرفاکس و باز کردن صفحات اینترنتی بالا ببرد.
بدین منظور:

ابتدا اطمینان داشته باشید یک تب شامل یک صفحه اینترنتی در فایرفاکس باز باشد.

سپس کلیدهای ترکیبی Ctrl+T جهت باز کردن یک تب جدید را بزنید.

اکنون در صورتی که کلید ترکیبی Ctrl+Z را در نوار آدرس مرورگر بزنید آدرس اینترنتی مربوط به تب قبلی وارد نوار آدرس این تب می‏شود!

به این ترتیب می‏توانید با سرعت زیادی با استفاده از کلید Undo یا همان Ctrl+Z، تب قبلی را مشابه‏سازی کنید.


راه دیگر برای ایجاد نسخه دیگر از یک تب به صورت سریع، فشردن کلید ترکیبی Alt+D و پس از آن Alt+Enter است.

اما روش Ctrl+Z ترفندی بود که بسیار از کاربران به آن بی توجه بودند.


فشردن بیش از یکبار کلید Ctrl+Z در نوار آدرس مرورگر باعث بازیابی آدرس‏های موجود در History مرورگر خواهد شد.


به نقل از ترفندستان

وارد شدن همزمان به یک سایت با بیش از یک حساب کاربری در مرورگر فایرفاکس

فرض کنید در یک سایت خاص یا یک سرویس‏دهنده ایمیل، بیش از یک حساب کاربری دارید. در صورتی که بخواهید همزمان وارد حساب‏های کاربری یا صندوق‏های ایمیل‏ خود در آن سایت شوید چه می‏کنید؟ اگر بخواهید در مرورگر چندین تب باز کنید تا در هر تب به صورت مجزا به حساب‏های کاربری خود وارد شوید بایستی بدانید به وسیله یک مرورگر به دلیل ثبت شدن کوکی‏ها تنها می‏توانید وارد اولین حساب کاربری خود شوید. مگر این که از حساب کاربری اولیه خود Sign out کنید که در این صورت ورود شما همزمان نخواهد بود. راه دیگر این است که از چند مرورگر مختلف استفاده کنید. به عنوان مثال در مرورگر IE وارد حساب کاربری اول و در مرورگر فایرفاکس وارد حساب کاربری دوم شوید. این راه هم به دلیل اینکه ناچار خواهید بود چند مرورگر مختلف را نصب کنید و آنها را همزمان باز کنید چندان معقول نیست. اما در صورتی که از مرورگر فایرفاکس استفاده می‏کنید قصد داریم به معرفی ترفندی کاربردی بپردازیم که با استفاده از آن می‏توانید بدون خارج شدن از حساب کاربری اولیه و به طور همزمان وارد حساب‏های کاربری دیگر خود در آن سایت شوید. به زبان ساده در یک تب از مرورگر وارد حساب کاربری اول و در تب‏های دیگر وارد حساب‏های کاربری دیگر خود شوید، چیزی که به طور معمول امکان‏پذیر نیست.

برای این کار:
نیازمند استفاده از یک افزونه خاص به نام CookiePie مخصوص مرورگر فایرفاکس هستید.
افزونه CookiePie امکان لوگین شدن چندگانه به حساب های کاربری را در یک سایت و به وسیله مرورگر فایرفاکس می‏دهد.
برای نصب این افزونه اینجا کلیک کنید
دقت کنید در صورت مشاهده پیغام خاصی بر روی Allow کلیک کنید تا امکان نصب افزونه مهیا شود.
پس از نصب، یک بار مرورگر فایرفاکس را ببندید و از نو باز کنید.
اکنون در تب اول وارد سایت مورد نظر شوید.
حال بر روی همین تب که هم اکنون باز است راست کلیک کرده و گزینه Toggle On/Off CookiePie را انتخاب نمایید. خواهید دید که آیکن یک کلوچه به تب اضافه می‏شود.
اکنون نام کاربری و پسورد خود را در فرم مخصوص ورود آن سایت وارد کنید تا وارد حساب کاربری نخست خود در آن سایت شوید.
سپس یک تب جدید باز کنید. بر روی این تب نیز راست کلیک کرده و Toggle On Off CookiePie را انتخاب کنید تا آیکن کلوچه به آن نیز اضافه شود.
در این تب نیز وارد سایت مورد نظر شوید و نام کاربری و پسورد حساب کاربری دوم خود را وارد کنید. خواهید دید که بدون اینکه مشکلی برای حساب کاربری اول در تب نخست پیش بیاید، وارد حساب کاربری دوم خود شده‏اید.
به همین ترتیب می‏توانید به هر تعداد حساب کاربری که در یک سایت دارید با انجام روش بالا به آنها به طور همزمان لوگین کنید.
لازم به ذکر است کار اصلی این افزونه ساخت کوکی‏های چندگانه برای هر سایت است.

وارد شدن همزمان به یک سایت با بیش از یک حساب کاربری در مرورگر فایرفاکس

فرض کنید در یک سایت خاص یا یک سرویس‏دهنده ایمیل، بیش از یک حساب کاربری دارید. در صورتی که بخواهید همزمان وارد حساب‏های کاربری یا صندوق‏های ایمیل‏ خود در آن سایت شوید چه می‏کنید؟ اگر بخواهید در مرورگر چندین تب باز کنید تا در هر تب به صورت مجزا به حساب‏های کاربری خود وارد شوید بایستی بدانید به وسیله یک مرورگر به دلیل ثبت شدن کوکی‏ها تنها می‏توانید وارد اولین حساب کاربری خود شوید. مگر این که از حساب کاربری اولیه خود Sign out کنید که در این صورت ورود شما همزمان نخواهد بود. راه دیگر این است که از چند مرورگر مختلف استفاده کنید. به عنوان مثال در مرورگر IE وارد حساب کاربری اول و در مرورگر فایرفاکس وارد حساب کاربری دوم شوید. این راه هم به دلیل اینکه ناچار خواهید بود چند مرورگر مختلف را نصب کنید و آنها را همزمان باز کنید چندان معقول نیست. اما در صورتی که از مرورگر فایرفاکس استفاده می‏کنید قصد داریم به معرفی ترفندی کاربردی بپردازیم که با استفاده از آن می‏توانید بدون خارج شدن از حساب کاربری اولیه و به طور همزمان وارد حساب‏های کاربری دیگر خود در آن سایت شوید. به زبان ساده در یک تب از مرورگر وارد حساب کاربری اول و در تب‏های دیگر وارد حساب‏های کاربری دیگر خود شوید، چیزی که به طور معمول امکان‏پذیر نیست.
ادامه نوشته

10 کار جالب که احتمالاً با Gmail انجام نمی‌دادید!

به جرأت میتوان گفت پس از سرویس ایمیل یاهو ، اکنون Gmail پرطرفدارترین صندوق پستی الکترونیکی محبوب کاربران است. Gmail با داشتن ظرفیتی تقریبأ نامحدود و نوآوری های مختلف توانسته است امکانات سودمندی را برای استفاده کنندگان فراهم کند. اما Gmail هم بمانند تمامی نرم افزارها و سرویس های اینترنتی دیگر ، قابلیتهای تقریبأ مخفی ای دارد. در این ترفند قصد داریم به معرفی 10 کار جالب که احتمالأ تاکنون با Gmail خود انجام نمیداد بپردازیم!

ادامه نوشته

اسفندگان

زين بلاگ نویسان سست عناصر دلم گرفت Great Libertine و شیخ ابو زیدم آرزوست دي محمود با چراغ همي گشت گرد وبلاگ كز روز ولن ملولم و اســـفندگــانم آرزوست


یوم الولن

یوم الولن بیامد ، بر باد رفت مردی // چشمان خود ببستی ، با غیرتت چه کردی ؟

گل می خری تو آیا ، یا بسته ای شکولات ؟ // خرس عروسکی نیز ، با رنگ سرخ ، هیهات

حیف است نام مردی ، تا بر خودت نهایی // خود را بنام مجنون ، چون از جهان جدایی

اینها همه که کردی ، بر علم تو بی افزود // یا بر توان و قدرت ، کی پاسخم دهی زود ؟

این را بدان محبت با گربگان حرام است // کو لیلی و کو مجنون ؟ اینها همه فسانست

اما بدان تو دختر ! رویم به توست اکنون // ای که کنی به شیشه ، جان و به دل کنی خون

تا کی شماره گیری ، هرکه رسید به راهت ؟ // تا کی کنی دلت خوش ، بر boy friend ماهت ؟

کین قرتیان سوسول ، طبلند از تو خالی // برو فکر شوهر باش ، مردی درست حسابی
                                                                                   
                                                                                                      شیخ عیسی ابو زید

وقتی ریاضی دان عاشق می شود!!!

منحنی قامتم، قامت ابروی توست
خط مجانب بر آن، سلسله گیسوی توست
حد رسیدن به او، مبهم و بی انتهاست
بازه تعریف دل، در حرم کوی دوست
چون به عدد یک تویی من همه صفرها
آن چه که معنی دهد قامت دلجوی توست
پرتوی خورشید شد مشتق از آن روی تو
گرمی جان بخش او جزئی از آن خوی توست
بی تو وجودم بود یک سری واگرا
ناحیه همگراش دایره روی توست

                                                                            پروفسور هشترودی