سال ببر مبارک

ایشا... سالتون ببری باشه.

مثل یه ببر باشین، ولی از کنار یه آهوی بی پناه آروم رد شین.

یه تبریک تپل تقدیم به همه دوستای تپلم.

امیدوارم این سال براتون پر باشه از سلامتی، خوشی، شادی، دوستی، صفا، صمیمیت و یه عالمه چیزای خوب دیگه.

سال 1389 مبارك

سال


1389



مبارك

باز هم نوروز

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک

شاخه های شسته، باران خورده، پاک

آسمان آبی و ابر سپید

برگ های سبز بید

عطر نرگس، رقص باد

نغمه ی شوق پرستو های شاد

خلوت گرم کبوتر های مست

نرم نرمک میرسد اینک بهار

خوش به حال روزگار ....


 سال:

7032 میترای آریایی

3748 زرتشتی

2569 ش.ا.ه.ن.ش.ا.ه.ی

1389 خورشیدی

                                 مبارک

حرفای آخر سال


سلام به همه ی دوستان خوبم. امیدوارم حال همه خوب باشه. از الان سال ببرو تبریک میگم. ببر حیوون مورد علاقه ی منه. کاش سالش هم خوب باشه.


خب ساعات پایانی سال رو داریم پشت سر میذاریم. امسال با تمام اتفاقاتی که توش افتاد واسه من سال خوبی بود. یه سال بزرگتر شدم. به دوستام نزدیکتر شدم. در کل تجربیاتم بیشتر شد.


امیدوارم سال 89 سال خیلی بهتری واسه هممون باشه. بزرگتر بشیم. با هم مهربونتر بشیم و از همه مهمتر خواهشا بیاین کدورتا رو کنار بذاریم و سال رو با عشق شروع کنیم و همون طوری که سال نو میشه ما هم نو بشیم. من که خودم به شخصه میخوام به لطف خدا خیلی از عادتای بدم رو کنار بذارم.


امیدوارم عید به همتون خوش بگذره. دوستانی هم که میرن سفر خیلی مواظب خودشون باشن تا انشاا... سالم به مقصد برسن.


در آخر برای همگی سالی پر از شادی و سلامتی و موفقیت آرزو میکنم. سر سفره هفت سین سهیل رو یادتون نره. التماس دعا... 

با دقت بخونین

مثله اینکه عقربه های ساعتم دیگه از سال ۸۸ بدش اومده که داره به سرعت می گذره .

بچه های آی تی ما قرار ساعته ۱۲:۳۰ بیایم رو وبلاگ شایدم ۱:۰۰ شب .

جالا گوش بدین از مقررات امشب :

۱ـ هرکی اومد رو چت روم فقط با یک سلام نشون می ده که حاضره

۲-بعد از سلام کسی حرف نمی زنه (بدلیل جلوگیری از شلوغی تو چت روم)

۳-بعد از چند دقیقه حامد شروع می کنه (فقط حامدا)

۴-لابه لای صحبتهای حامد کسی خواهشا حرف نزنه جز وقتی که حامد خواسته باشه

۵-خواهشا کسی از کسی ناراحت نشه چون تو اولین ساعات سال جدید شکوم نداره

۶-بعد از تموم شدنه حرفهای حامد هم دیگه جو عادی می شه و همه با هم می تونن

صحبت کنن و با هم شوخی کنن . از جی جیه عزیزم می خوام حد اقل امشب بی خیال شه .

اول از همه این نکته هارو به خودم گفتم کسی ناراحت نشه .

بچه ها وقتی برو بچه های پزشکی هم اومدن خواهشا با احترام کامل ازشون پذیرایی کنیم

حتی اگه خدایی ناکرده یه چیزی هم پروندن .  دمه همتون گرم یا علی

گاو88...ببر89

گاو88...ببر89

يك هديه كوچيك....

بازم سلام ، سلام به همه دوستاي خوبم.....

خب ديگه چند ساعتي بيشتر نمونده تا از سال 88 هم رخت ببنديم و به سال 89 سلام كنيم ... فكر كردم بد نيست كه تو اين ساعتاي آخر ، يه هديه به همه دوستاي خوبم بدم ، شايد اين تنها هديه و به عقيده خودم بهترين هديه اي باشه كه به عنوان آخرين عيدي سال به همتون تقديم كنم.... يه آهنگ از استاد پايور رو براتون رو سايت گذاشتم ،‌ تو دستگاه شور اجرا شده و آهنگسازي و اجراي اون رو هم استاد پايور انجام دادن ،‌ واستون تو hotfile آپلود كردم كه راحت تر دانلودش كنين . اميدوارم همتون از اين آهنگ لذت ببرين...

http://hotfile.com/dl/33607447/9017dee/FARAMARZ_PAYVAr.zip.html

راستي خيلي خيلي خوشحال مي شم تا هديه هاي شما ها رو هم قبل از تحويل سال بگيرم ، حالا هر چقدر هم كه كوچيك باشه ، حتي يه عكس يا يه جمله قشنگ يا يه شعر زيبا و... ، مطمئنم كه  يه دنيا مي ارزه....


منتظر هديه هاتون ، به عنوان عيدي به هم ديگه ، هستم...



مشکل کشف شد

این مشکل زمانی پیش میاد که یه مطلب رو از Word کپی میکنید و اینجا پیست میکنید.

در واقع با این کار ، یه کد مسخره که توش آدرس درایو C و یه سری کد HTML به چشم میخوره رو تو مطلبتون قرار میدید. که........

نکته زیبایی در این موضوع نهفته که خیلی برام جالب بود. در واقع میشه نتیجه گرفت که firefox کدهای word رو در حد و اندازه ای نمیبینه که بخواد اجراش کنه، اما مایکروسافت نتونسته کاری کنه که کد های Word ( که مال خودشه ) تو اکسپلورر ( که بازم مال خودشه ) اجرا شه... همه بگین زرشک....

حالا اینکه چه جوری از Word کپی میگیرید که این کد هم باهاش میاد رو نمیدونم. این مشکل برای چند مطلب دیگه هم وجود داشت.

برای حل این مشکل وقتی دارید مطلب میذارید. و اگه دارید از Word کپی پیست میکنید. این کارا رو انجام بدید.

بعد از قرار دادن مطلب، رو قسمت مشخص شده کلیک کنید و در صورتی که بالای مطلبتون یه عالمه کد نامفهوم مثل آدرس درایو ویندوز و ... دیدید، اونارو حذف کنید و دوباره رو همون قسمتی که تو شکل مشخص کردم کلیک کنید. حالا اینجا مطلبتونو طوری ویرایش کنید که میخواید رو وبلاگ نشون داده بشه (احتمالا اول مطلبتون یه سری کاراکتر، که اضافه هست ظاهر میشه. با خیال راحت حذفشون کنید. )

فایر فاکسی ها:

اینترنت اکسپلورری ها:

 

استاد با مرام

الان همه ترم  4 هستیم وبا خیلی از استادا سروکار داشتیم اما من میخوام سلام و تبریک عید یک استاد رو به شاگرداش برسونم راستش رو بخواین من با 6 نفر از همکلاسی ها ترم پیش با استاد خانم قنبر علی زاده درس زبان عمومی رو تو دانشکده هنر داشتیم

از اون موقع همیشه به من ایمیل میده مطالب جالبی میده

الان هم تبریک عید رو به شاگرداش داده :

نوروز نُماد جاودان نوشدن است

تجديد جوانی جهان كهن است

 
زينها همه خوبتر كه هر نو شدنش
باز آور ِ نام پاك ايران من است

 اگه همه استادا اینقدر با مرام بودن چی میشد؟؟؟

نظرتون چیه؟؟؟

بهار را فرياد كن....

بگو  " ب "

به قول قديمي ها كه  مي گن : وقتش كه برسه صداش مياد، صداي پاش مياد. آروم آروم نزديك ميشه،  صداي گام هاشو مي شنوي و اين يعني تو مهمون داري..مي گن وقتش كه بشه،  قبل از اومدنش بايد با خاطره هات خداحافظي كني...مي دونم برات سخته ،اما   مي گن تا گرد و خاكي رو تكون ندي ، مهمون نمياد..مي دونم نميتوني، اما بلند شو،بلند شو از همه سختي هات بگذر و غبار خاطره هاتو پاك كن..مي گن بايد خونه تكوني كني...تو اما ، از دلت شروع كن...كوله بار خاطره هاتو زمين بگذار، نگاهشون كن و يك خداحافظ ساده بگو...همين كافيه تا بدون قطره اشكي، سبك بشي و بتوني برگردي...اگه هم خواستي نگاهتو پيش خاطراتت جا بذار ، ولي ساده بگذر و برگرد......

 

بگو  " ه "

هيچ وقت منتظرش نبودي ، اينو هر سال تو نگاه زمستونيت مي ديدم . نه اينكه دلت نخواد ، ولي تو اينجوري از خواب زمستوني بيدار نمي شي . هواي حوصله ات ابريه...از كنار تكاپوي مردم رد مي شي و هيچي تو رو به وجد نمياره..

صداي جمعيت ، پياده روهاي خسته از عبور مردم، نواي آكاردئون...همه وهمه واسه تو يه سمفوني ناشناخته ايه كه فقط رنج دلتو بيشتر مي كنه...تو هنوز كنار اومدن آرزوهات ، چادر زدي و منتظري..تو اين همه سال كه اومدن و رفتن ، فقط براي تو معني انتظار فرق كرد...هرچي درختها سبز شدند، تو تنهاتر شدي و توي برف زمستونيت جا موندي..فرار كردي..دنبال رد پاهات تو برفا گشتي ، خواستي گم نشي..نشدي؟

 

بگو   " آ "

آره...همون قديميا ميگن يك سال كه بگذره تو هم يك سال بزرگتر ميشي..حالا هر روز خودت رو تو آينه نگاه مي كني ، دست به صورتت مي كشي ، فكر مي كني بزرگ شدي....بزرگ شدي؟ يه چيزي توي چشات اومده...نميشه از آينه مخفيش كني ، گاهي اوقات براش اشك مي ريزي ..اما اونقدر اين رنج يكساله برات عزيزه كه حالا شده بهترين يادگاري ،حتي واسه وقتهايي كه نباشه...نگراني نگاه مادر و دستهاي خسته پدر كافيه تا وقتي در خونه رو مي بندي ،  دلت براشون تنگ بشه و اعتراف كني كه هنوز بزرگ نشدي...

 

بگو  " ر "

روياهايم را خواب مي بينم...روياهايم را با هزار پروانه كه دور تا دور آن پرواز مي كنند...راستي ، از حجم روياهاي پارسال تا الان چقدر كم شده ؟ امسال آنها را به كدام قاصدك بسپارم تا سالم به مقصد برسند؟..ميان روياهاي من و تحققشان چند وعده ديگر باقيست  ؟ شايد امسال سري به روياهايم بزنم ، رهايشان كنم و بگذارم كه باد آنها را با خود ببرد تا نفسي تازه كنند...رفتن هم حرف عجيبي، شبيه اشتباه آمدن است...

 

بلند بگو " بهار"

كنار سفره اي نشسته اي كه به سنت هر سال چيده شده..تو مهمان خدايي...انگاري دعاي سال تحويل را آنها كه امسال كنار تو نيستند در گوش تو زمزمه مي كنند...يا مقلب القلوب و الابصار...چشاتو ببند و با قلبت براي همشون دعا كن....يا محول الحول و الاحوال...دستاتو دراز كن و عشق خدا رو گدايي كن ، بذار اولين عيدي رو از خدا بگيري....حول حالنا الي احسن الحال...بخواه كه هميشه بهاري بماني....بلند بگو و بخواه.....

 

Le  Prrintemps  Est  Porche… Et  Bonne  Année, Ont  Une  Bonne  Année  Et  Au  Printemps

HAPPY NEW YEAR

بر چهره ی گل نسیم نوروز خوش است

                                   بر طرف چمن روی دل افروز خوش است.

از دی که گذشت هر چه بگویی خوش نیست

                              خوش باش و مگو ز دی که امروزخوش است.

                                                                                                                               (خیام)

سلام به همه.

هر روزتون نوروز        نوروزتون پیروز

امیدوارم سال خوبی رو در پیش داشته باشید و در پناه خدا همیشه سلامت و شاد و سربلند باشید.

امیدوارم 89 براتون یکی از بهترین سالها باشه و هر کسی به بهترین آرزوهاش برسه.

همیشه شاد شاد شاد باشید.

                                                 عیدتون مبارک

سر سفره هفت سین یادتون نره! شبنم رو هم دعا کنین.

 

ببخشید

مثله اینکه وبلاگ دچار مشکل شده .روی صفحه ی اکسپلورر من فقط مطلبه ایمان اونم تا وسطاش

میاد . بعد هیجکار هم نمی تونیم بکنیم .

به نظرم مشکل از مطلبه ایمان باشه . اگه می شه مطلبشو برا چند لحظه حذف کن

ببین خوب می شه .

راستی امشب که برنامه خاصی نیست رو چت روم ؟

چون می خواستم بگم اگه می شه خودمون بیایم باهم در مورد هماهنگی فرداشب صحبت کنیم .

همه ی اینا در گرو خوب شدنه وبلاگه چون فعلا ما به چت روم دسترسی نداریم .

راستی ببخشید مطلب گذاشتم و توی نظرات این بحثو مطرح نکردم چون به بخش نظرات هم دسترسی

ندارم . لطفا هر چه سریعتر مشکل حل شه که داره عید میادا

به خط پایان نزدیک می شویم

سال تقویمی گذشت،

اما سال تحصیلی ادامه دارد

حتی اگر در روزهای آغازین بهار، درس ها و کلاس ها تعطیل باشد، هرگز «اندیشه » و «معرفت » و «دانش » شما دوستان تعطیل نیست این بار ها برای من ثابت شده اصلا چرا واسه من نمرات درخشان گویای این مهم میباشند

آغاز سال نو را به خیلی ها «تبریک » می گوییم، خیلی ها هم به ما . تبریک می گویند وخیلی ها هم نمی گویند

  مفهوم این «تبریک » چیست؟ یعنی خیر و برکت یافتن سال و ماه و عمر و زندگی و نیرو و تلاش....

خیلی ها درس می خوانند، اما تحصیلاتشان به کار خودشان و جامعه نمی آید

خیلی ها تلاش می کنند، اما همان جای نخستین اند

خیلی ها زحمت می کشند، اما همچنان دستشان از «بهره زحمات » خالی است و کوشش های مستمر آنان بیهوده و بی ثمر می شود

خیلی ها زحمت می کشند ولی مدار رو می افتند

خیلی ها زحمت می کشند ولی ساختمان داده  می افتند

خیلی ها زحمت می کشند ولی امار می افتند

خیلی ها هنوز گسسته پاس نکرده اند

خیلی ها ترم 4 شده اند ولی فیزیک 1 پاس نکرده اند

خیلی ها بد میارند و مثلا دستشون میشکنه فیزیک رو حذف میکنند

خیلی ها ازمایشگاه فیزیک 1 می افتند

حال چه کنیم که سال جدید برایمان «برکت » داشته باشد و تبریک گفتن ها و شنیدن ها مفهوم و مصداق پیدا کند؟

آینده، در گرو گذشته ما و تلاش کنونی ماست .

آنچه خجستگی روزها و سال های آتیه را برای ما رقم می زند، تصمیم های جدی، اراده های استوار، برنامه ریزی های حساب شده، پیگیری های دقیق، محاسبه ها و مراقبت های ویژه است .

ما مسؤول عمر، زمان، فرصت ها و استعدادهای خویشیم .

هرگز مباد که گذشته ما به امید «آینده » و آینده ما به حسرت «گذشته » سپری شود و عمرما بین این گذشته پر حسرت و آینده رؤیایی تقسیم شود و هیچ خورده نیاورد

این تقسیم، هیچ جالب و زیبا نیست .

زمان، امانتی در دست ماست

هر که با زندگی ساخت     زندگی را باخت

با زندگی  نساز              زندگی را بساز!!

یک حرف کاملا جدی

عده ای سال گذشته، در همین ایام، بودند و امروز نیستند، یعنی از نعمت وجود  بهره مند بودند و امروز محروم اند . این، یعنی فرصت ها را پایانی است و مهلت ها را باید مغتنم شمرد و «پاس فرصت ها» را نباید خراب کرد

و اگر در طلیعه سال نو و سپری شدن سال گذشته این حرف را نزنیم و به این حقیقت که در آینه «تحویل سال » دیده می شود ننگریم، پس کی و کجا و چگونه؟ 

   گوهر وقت بدین خیرگی از دست مده             آخر، این در گرانمایه بهایی دارد

تموم شد

همه چیز تموم شد ولی کار اشتباهی کردی

خیلی ازت گلایه دارم ولی اینجا جاش نیست

این رو بدون اگه مطلبی جنجالی بود اون مطلبه که باید حذف شه نه نظرات خوانندگان اونم بدون هماهنگی

اینم بوس........

عذرخواهی

طی تماسی که عارف باهام داشت متوجه اصل قضیه شدم.

من همینجا از ایمان جان بابت اینکه ناخواسته ناراحتش کردم عذر میخوام.

حالا یه بوس بده....

یاد رفتگان...

پروبز مشکاتیان :

30 شهریور با بسته شدن چشم های پرویز مشکاتیان آغاز شد.مردی که آهنگ هایش در حافظه جمعی ما جایگاه خاصی دارد .مشکاتیان نوازندگی سنتور را از شش سالگی نزد پدرش حسن مشکاتیان آغاز کرده بود،پدری که علاوه بر سنتور،سه تار و ویولون هم می نواخت.

<<بیداد>>،<<دستان>>،<<نوا>> در آستان جانان از جمله آلبوم های ماندگار این نوازنده بود که با صدای محمدرضا شجریان روانه بازار شدند.یکی دیگر از فعالیت های خاطره انگیز مشکاتیان تاسیس گروه چاووش برمی گردد؛جایی که گروه عارف (به سرپرستی حسین علیزاده)و گروه شیدا (به سرپرستی محمدرضا لطفی) همکاری مشترکشان را آغاز کردند و اوایل انقلاب آهنگ های انقلابی بسیاری خلق کردند.

علی اکبر مهدی پور دهکردی :

قسمت این بود که پرونده عمر نوازنده نوروز درست چند هفته قبل از پایان سال 88 و اغاز سال 89 بسته شود.علی اکبر مهدی پور دهکردی،نوازنده سرنای اهنگ معروفی است که لحظه تحویل سال پخش می شود.این اهنگ که 30 سال پیش ضبط شده است؛یعنی زمانی که مهدی پور 44 ساله بود.وی همچنین نوازندگی در سریال <<روزی روزگاری>> را در پرونده اش دارد.

نیکو خردمند :

نیکو خردمند در 26 سالگی فعالیت هنری اش را در رادیو اغاز کرد و 2 سال بعد پا به عرصه دوبله گذاشت.<<پرده اخر>>شاهکار واروژ کریم مسیحی نقطه اغاز کار سینمایی وی بود.خردمند در فیلم های متعددی از جمله <<خانه خلوت>>،<<مسافران>>،<<کاغذ بی خط>>،<<صبحانه ای برای دو نفر>>،<<کافه ستاره>>و <<خاک آشنا>> و همچنین در چند سریال تلویزیونی نظیر آوای فلخته،آپارتمان و دزدان مادربزرگ نقش افرینی کرد.

و همچنین

مسعود رسام : کارگردان وتهیه کننده آثاری چون خانه سبز،محله بهداشت،محله بروبیا،همسران،چاق و لاغر،دنیای شیرین دریا،دنیای شیرین وهاچین و واچین 

عباس شباویز : موسس آریا فیلم

شاهین سرکیسیان : بازیگر سریال هایی همچون سلطان و شبان،سربداران،هزاردستان و روزی روزگاری

مهدی آذریزدی : نویسنده کتاب های  قصه های خوب برای بچه های خوب

.

.

و یاد آرش باقری هم بخیر.....

پاره ای توضیحات

عارف جان کلا نفهمیدم چی گفتی!!! اصلا داری شوخی میکنی یا جدی هستی؟!!!
احتمال میدم در جریان نیستی. اینم از توضیحی که خواستی...
دیروز با یه کامپیوتر دیگه اومدم رو وبلاگ ( با اکسپلورر ) دیدم 4 تا مطلب نیست! رفتم بلاگفا دیدم همه چیز سر جاشه، با فایرفاکس وبلاگو باز کردم دیدم همه چی درسته. از اونجایی که یه بار دیگه هم همچین مشکلی به وجود اومده بود و منوی بغل وبلاگ پریده بود و مطالب هم فقط تا سر مطلب ایمان ( ترم چهارم ) نشون داده میشد( فقط با اکسپلورر اینطوری میشد). پس فهمیدم یه مشکلی با اکسپلورر وجود داره. و چون این دفعه هم با مطلب ایمان ( با اجازه خودش حذفش کردم و ازش خواستم بعد رفع مشکل دوباره بذارتش ) همچین مشکلی تکرار شد، فهمیدم وبلاگ به یوزر ایمان حساسه.
اینطوری بود که دیشب ایمانو حذف کردم و یوزر و پسوردی جدید براش ساختم. که بهش گفتم برو مطلبتو بذار. چند دقیقه بعد بهم زنگ زد گفت نمیتونم وارد شم، برو درستش کن. که منم بهش گفتم الان نمیتونم، بذار آخرشب. که دیشب برای من یه کابوس بود که نذاشت به وبلاگ سر بزنم.
صبح با یادآوری خود ایمان دوباره یوزرشو دست کاری کردم و خودم باهاش وارد شدم و پسورد جدیدو براش اس ام اس کردم همین الانم دوباره امتحانش کردم ، هیچ مشکلی وجود نداره.
اما در مورد نظر حذف شده: رو 2 تا مطلب، خودم نظر گذاشتم که از این بحثا دوری کنید چون اختلاف نظر زیاده و نمیخوام بچه ها رو وبلاگ به جون هم بیفتن... همین حین بود که ایمان یه نظر گذاشت که همچین توپل موپل بحثو باز میکرد. منم حذفش کردم.
در مورد اساسنامه: همیشه، همه جا، چه تو اینترنت، چه تو دنیای واقعی، برای فعالیت های گروهی چند نفر میشینن یه قانون کلی رو درست میکنن و از بقیه میخوان که در صورت قبول شرایط عضو شن. در مورد این که قانون باید عوض شه یا نه، همه نظر میدن ولی برای جلوگیری از هرج و مرج چند نفرن که تصمیم میگیرن.

ساعت 8 شد

فعلا خبری نشد .

آخه با این کارات به کجا می خوای برسی؟

چرا هنوز غیر فعاله .

چرا ازش بخاطر حرفه سلام گرگ بی طمع نیست عذرخواهی نکردی .

مگر این کار تو از کار سام بدیش کمتر بود ؟

چرا الیکی می خوای شلوغ کنی جوو.

خیلی نادونی . خیلی خیلی نادونی

خواهشا بررسی شود

مدیریت محترم مثل اینکه در عضویت ایمان فضلعلی مشکلی پیش اومده .

ما این اشکال را هنوز از قصد نپنداشته ایم .

لطفا هر چه سریعتر توضیحات خود را بدهید .

اگر تا امشب ساعت ۸ شب مشکل حل شد که شد واگر نه عارفینیو از وبلاگ بیرون میاد .

آهنگ جدید عرفان به نام این خاک

این آهنگ فوق العاده رو حتما دانلود کنید ( شعر آهنگ )

     ما یک ملته شعار پرستیم  ،   22 بهمن بریم شمال تا مست شیم
    نه که تصمیم، معانیشه پستی ، کلی آرزو داری که بدی بره دو دستی
  اگه میبینی منفی میگم از همه پرم ، با خودم بیشتر از همه مسئله دارم
 بدونی ترس ندارم خودو مسخره کنم ، یخوام بشینم عقب تو رو اسلحه کنم


این آهنگ رو از  اینجا  دانلود کنید.

آهنگ جدید هیچکس به نام یه روز خوب میاد

این آهنگ فوق العاده رو حتما دانلود کنین. ( شعر آهنگ )

همه شنگولیم و همه چی عالیه ، فقط جای رفیقامون که نیستن خالیه



برای دانلود اینجا  کلیک کنید

يك جمله....

از اين جمله خوشم اومد گفتم بزارم رو وبلاگ ، اميدوارم شما هم خوشتون اومد...


همیشه دلیل شادی کسی باش ، نه شریک شادی او
و همیشه شریک غم کسی باش ، نه دلیل غم او

واژه های اینترنتی و معادل فرهنگستانی آن : فارسی را پاس بداریم

نگوييم *وب سايت* بگوييم : رايانه جا يا تارانه

نگوييم * وب *بگوييم : جايانه يا تار

نگوييم * وب مستر * بگوييم : صاحب تار يا تارزن

نگوييم * ايميل* بگوييم : نامه برقي

نگوييم * ايميل آدرس *بگوييم : نشان نامه برقي

نگوييم * چت * بگوييم : زرستان

نگوييم * مانيتور* بگوييم : نمايانه

نگوييم * كي بورد* بگوييم : دكمه گاه

نگوييم*اسكنر* بگوييم : عكس برگردان

نگوييم * پرينتر *بگوييم : چاپانه يا چاپگر

نگوييم * ماوس * بگوييم : موش

نگوييم * ديسك *بگوييم : گردالي

نگوييم * سي دي (كامپكت ديسك)*بگوييم : كامل گردانه يا كاف گاف

نگوييم * ديسكت * بگوييم : گردكي

نگوييم * نوت بوك * بگوييم : رايانه رو

نگوييم * لينك* بگوييم : چسبانك

نگوييم* مايكروسافت* بگوييم : كوچك نرم يا نرم بچه

نگوييم* اكانت * بگوييم : برات

نگوييم * ماوس پد * بگوييم : خرش گاه

نگوييم * فوتوشاپ* بگوييم : عكاسخانه

نگوييم * اينترنت* بگوييم : جهان شبكه

نگوييم* اينترانت* بگوييم : درون شبكه

نگوييم * اينترنت اكسپلورر* بگوييم : جهانگرد شبكه

نگوييم * وب براوزر * بگوييم : تارياب

نگوييم * كرسر* بگوييم : ريزينه

نگوييم * بيل گيتس * بگوييم : حساب دروازه

نگوييم *هات ميل * بگوييم : داغنامه

بهونه هاي عاشقانه اما موزيانه




ده تا از بهترین بهانه‌های دوست پسرها برای خلاص شدن از دست دوست دخترها و معنی واقعی اونها!
۱- تو برای من مثل خواهر می‌مونی! (یعنی:خیلی زشتی!)
۲- فاصله سنی‌مون کمی زیاده. (یعنی:خیلی زشتی!)
۳- من به تو علاقه به «اونصورت» ندارم. (یعنی:خیلی زشتی!)
۴- من الان توی موقعیت بدی از زندگیم هستم. (یعنی:خیلی زشتی!)
۵- دوست دختر دارم. (یعنی:خیلی زشتی!)
۶- من با خانمهای همکارم بیرون نمی‌رم. (یعنی:خیلی زشتی!)
۷- تقصیر تو نیست، تقصیر منه! (یعنی:خیلی زشتی!)
۸- من الان توجهم به کارمه! (یعنی:خیلی زشتی!)
۹- من تصمیم گرفتم مجرد بمونم. (یعنی:خیلی زشتی!)
۱۰- بهتره فقط با هم دوست معمولی باشیم (یعنی: بطور وحشتناکی زشتی!!!!)


منبع : asroneh.com

لیل الربیع یفرز الحریق  2

در کتب مختلف از بوم الله چهارشنبه سوری به اهم ایام و مهمترین رسوم عید نام برده شدندی که در آن روز تا توانی نارنجک جلوی پای دخترکان اندازی و بترسانی و تیکه اندازی و حال گیری و فاز بری .

اما آنکه این روز مهم از کجا بیرون آمدندی و اولین ترقه را کدامین بنده ی صالح خدا ترکاندندی و جای خود در در بهشت برین set as defalt نمودندی از خود روز هم مهم تر بود که ریشه در تاریخ و فرهنگ ما حفاران و عیاران دارد .

در بسیاری از کتب بلا سند آمده که شیخ انیشتین الدین روزی که با زیدش قهر نمودندی خود را در زیرزمین بیت زندانی نمودندی و سیگار می کشیدندی که پی بردندی چون فندک زند آتش بی صداست و چون کبریت آتش زند صدا دار است پس اجسام مختلف ترکاندندی و صدایش آزمایش نمودندی که آن بین ناگه اتمی ترکاند و بیت بر باد فنا بردندی و خود به هوا شوت شدندی و موهایش سفید شدندی و شیخ شدندی و فرهیخته شدندی وپس از آن نظریه ها دادندی و اثبات ها نمودندی نسبیت ها گفتندی و E=mc 2 نوشتندی و مشهور شدندی و دانشمند .

و آن روز آخرین سه شنبه ی سال بودندی و از یاد او هرگز پاک نشدندی .

حتما ادامه ی مطلبو بخونید ( نظر یادتون نره )

ادامه نوشته

لیل الربیع یفرز الحریق

بزن بمب و بکن از ترس من حال // که امشب چهارشنبس ، آخر سال

نمی دانم که این رسم از کجا بود ؟! // که تا صبح راه اندازند چنین قال

نماد سرخ آتش جای داده // به بمب و آرپی جی ، هسته ی فعال !!!

زنند آسیب بر اموال مردم // بترسانند ز ملت عمه و خال

نموده کودکی در بین این جمع // ز بمبی که خودش زد ! خیس شلوار

شنیدم پارک ها مخصوص این کار // بکردند ! وای بر شاخ کهنسال

کمه خیلی دست انداز ِخیابان // ترقه ، آسفالت رو کرده است چال

بوَد آیین این شب مهر ورزی // نه اینکه سز صدا گیرد زمن حال

چه عیب ار آتشی زیبا بسازی ؟! // کز این نور و کز این گرما کنی حال

اگر حرف ابو زید راست بنمود // بکن آیین امشب راست اعمال

اگر هم چرت می گویم پسر جان // چو یک وز وز که خیزد از مگس بال

بزن بمب و بکن از ترس من حال // که امشب چهارشنبس آخر سال

۲۴ ساعت از زندگی پسرها چگونه می گذرد؟؟؟!!!

(این اولیشه.یه کم!شوخیه.امیدوارم خوشتون بیاد)

8 صبح: تو رخت خواب…..

9 صبح: یکم وول میخوره  یه لنگه از پاشو از زیر پتو میده بیرون کفش های مارک دارش هنوز پاشه از پارتی دیشب اومده زحمت در آوردنشم نکشیده….

10 صبح: مامان در و باز میکنه میبینه پسرش خوابه(الهی مادر فدات شه بچه ام تا صبح خونه دوستش کارای پایان نامه اش رو میدیده گناه داره صداش نکنم یکم دیگه بخوابه!)

11 صبح : از جا میپره سمت دستشویی………….(اگه نه که باز خوابه) 

12 صبح یا ظهر: موبایلشو میبینه 99 تا میس کال  199 تا اس ام اس سرش گیج میره سونیا - رزا- سارا-بهناز -نازی-ژیلا- الناز- بیتا و………اقدس و شوکت هم آخریاشن اوه باز زنگ میخوره؟ سایلنت بهترین راه حله!

میشه یه ساعت دیگه هم خوابید!...

 

ادامه نوشته

سلام

سلام به همه بچه های گل IT دانشگاه مازندران.

من شبنم هستم.یه عضو جدید!!!

امیدوارم همگی سال خوبی داشته باشید.همراه با موفقیت.

یادش بخیر


اینم یه متن جالب که یاد آور همون دوم ابتدایی خودمونه!

گاو ماما میکرد
گوسفند بع بع میکرد(جدیدا هم که بزغاله ها شروع به فعالیت کردن)
سگ واق واق میکرد
و همه با هم فریاد میزدند : حسنک کجایی ؟

شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود .
حسنک مدت زیادی است به خانه نمی آید
او به شهر رفته است و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن میکند
او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات
جلوی آینه به موهای خود ژل میزند
موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست
چون او به موهای خود گلت میزند
دیروز که حسنک با کبری چت می کرد
کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است
کبری تصمیم گرفته حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند
چون او با پتروس چت میکرد
پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت میکرد .
پتروس دید که سد سوراخ شده
اما انگشت او درد میکرد چون زیاد چت کرده بود
او نمی دانست که سد تا چند لحظه دیگر می شکند .
پتروس در حال چت کردن غرق شد
برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود
اما کوه روی ریل ریزش کرده بود
ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت
ریزعلی سردش بود و دلش نمیخواست لباسش را درآورد.
ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله دردسر نداشت
قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد.
کبری و مسافران قطار مردند.
اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت
خانه مثل همیشه سوت و کور بود .
الان چند سالی است کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد
او حتی مهمان خوانده هم ندارد
او حوصله مهمان ندارد .
او پول ندارد تا شکم مهمانها را سیر کند.
او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد
او آخرین بار که گوشت قرمز خرید
چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت
اما او از چوپان دروغگو گِله ندارد
چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد

رزم رستم و تهمینه !

کنون رزم ِرستم شنو ، با زنش     تجرد ، تمام و شروع ِغمش

و رستم به مطبخ بشد ، بامداد     به تهمینه با خشم ، سرداد ، داد

تو ای زن ! محیا بکن چاشت زود     فراهم نما ، چایی از آب ِرود

که من خسته از جنگ و رزم آمدم     گرسنه ، کنون بهر ِبزم آمدم

و تهمینه این سان جوابش بداد    سر ِصبح ، چیست این قال و داد ؟!

ادامه نوشته