چرا...؟

زندگی چیست ؟ اگر خنده است چرا گریه میکنیم ؟ اگر گریه است چرا خنده میکنیم ؟ اگر مر گ است چرا زندگی می کنیم ؟ اگر زندگی است چرا می میریم ؟ اگر عشق است چرا به آن نمی رسیم ؟ اگر عشق نیست چرا عاشقیم ؟

زلزله ی تهران

سلام. خوبین؟

نمیدونم تو این چند روز راجع به زلزله ی تهران چیزی شنیدین یا نه؟ تو اخبار و تلویزیون که خیلی راجع بهش صحبت میکنن. احمدی نژاد هم که با اطمینان تو اخبار و روزنامه ها گفته ۱۰۰٪ تهران زلزله میاد.(البته رو حرفای اون که نمیشه حساب کرد)

به هرحال موضوع بحث تمام محافل شده. این وسط شایعاتم زیاده. مثلا اینکه میخوان تو ورامین آزمایشات هسته ای کنن. واسه همین به اهالی منطقه تهرانپارس گفتن آخر هفته خونه هاشونو خالی کنن. خب شاید به خاطر همینه که دولت صریحا اعلام میکنه زلزله میاد! مشخص نیست تا چه حد شایعات درسته یا نه...!؟

خدا واسه هیچ کس تو هیچ جای دنیا این بلاها رو نخواد. واسه ما هم دعا کننین.

حرفای آخر سال


سلام به همه ی دوستان خوبم. امیدوارم حال همه خوب باشه. از الان سال ببرو تبریک میگم. ببر حیوون مورد علاقه ی منه. کاش سالش هم خوب باشه.


خب ساعات پایانی سال رو داریم پشت سر میذاریم. امسال با تمام اتفاقاتی که توش افتاد واسه من سال خوبی بود. یه سال بزرگتر شدم. به دوستام نزدیکتر شدم. در کل تجربیاتم بیشتر شد.


امیدوارم سال 89 سال خیلی بهتری واسه هممون باشه. بزرگتر بشیم. با هم مهربونتر بشیم و از همه مهمتر خواهشا بیاین کدورتا رو کنار بذاریم و سال رو با عشق شروع کنیم و همون طوری که سال نو میشه ما هم نو بشیم. من که خودم به شخصه میخوام به لطف خدا خیلی از عادتای بدم رو کنار بذارم.


امیدوارم عید به همتون خوش بگذره. دوستانی هم که میرن سفر خیلی مواظب خودشون باشن تا انشاا... سالم به مقصد برسن.


در آخر برای همگی سالی پر از شادی و سلامتی و موفقیت آرزو میکنم. سر سفره هفت سین سهیل رو یادتون نره. التماس دعا... 

جو اردو

خب مثل اينكه جو اردوي پنجشنبه همه رو گرفته. خب حقم داريم چون خيلي خيلي خوش گذشت. البته قابل توجه عارف و دوستان كه رفتار شما باعث شد كه بيش از پيش خوش بگذره. ببينيد چي شد كه ما تونستيم عارف و چاوووووشو برقصونيم! البته سام هم اين وسط نيمه كاره يه حركات كوچيكي زد. بايد بگم تلاشاي بي وقفه ي من بوداااا كه از دو روز قبلش روشون كار كردم.

خلاصه اونايي كه نيومدن دلشون بسوزه مخصوصا بروبچه هاي پزشكي كه از تو نظرا معلومه كه خيلي طرفدار پيدا كردن.

تو اين روزا هم خوش به حال عارف كه روزاي خوبي رو داره ميگذرونه!!!!(چرا؟!)


در پایان...

سلام به دوستان

خوب مثل اینکه همه چی روشن شد. اولا از عارف جان تشکر میکنم که به اصرار من این مطلبو برای شفاف سازی در وبلاگ گذاشت. با توجه به شناختی که من از عارف به عنوان دوست صمیمیم دارم مطمئنم که همه ی اینا بدون هیچ غرضی صرفا شوخی محض بوده

 
دوما من انتقادامو به مدیر و مسئول وبلاگ حامد آفتابی کردم و این حرفام فقط برای رفع شبهه و تبرعه ی خودم بود و حامد چون دوست منه انتظار دارم انتقاد من و ایمان وعارف و کلا دوستاشو بپذیره.

سوما از دو طرف هم عارف جان هم خانوم مختاری میخوام کدورت ها رو کنار بذارن و همه چیز رو فراموش کنن.

در آخر امیدوارم این ماجرا تجربه ای واسه هممون شده باشه که از یه طرف هوای همدیگه رو داشته باشیم و از طرفی جنبه ی شوخی داشته باشیم و این وبلاگ محیطی باشه واسه ی دردودل. شوخی و سرگرمی و صمیمی تر شدن بچه ها با هم دیگه.

تبرعه...

با سلام به همه ی بچه ها. خوب خودتون شاهد این مسخره بازی تو وبلاگ هستین. من با توجه به وضعیت درس ساختمان اومدم نظراتمو دادم و دردودل کردم اون وقت آقایون از قولم عذرحواهی کردن!!

من طبق تماسی که شخصا با خانوم مختاری داشتم از وضعیت مطلع شدم و همینجا بگم که هیچ اتفاقی نیفتاده و این مسخره بازی هست که خود آقای حامد آفتابی شروع کرد و از این وضعیت خوشش اومده بود. حتما خودتون اون مطلب (وقتی شوهر آدم برنامه نویس باشه...) رو دیدین که خود ایشون نوشته بود و خودش هم حذف کرد حالا اومده از طرف ما عذرخواهی میکنه!

همین جا بگم ما طبق حرف خانوم مختاری دیگه تو وبلاگ نمیایم چون ارزششو نداره که بیایم. امیدوارم آقایون جنبه انتقاد پذیری داشته باشن و بذارن مطالبم تو وبلاگ باشه. وسلام.

سرانجام...

بالاخره تکلیف ساختمانم روشن شد. قرار شد این ترم با بچه های علوم کامپیوتر برداریم. خدا رو شکر که این ترم برمیداریم و خیلی از آی تی ها عقب نمیفتیم.

 همین جا میخواستم از دوست خوبم خانم سراوانی تشکر کنم که این چند روز بابلسر بود و برای ساختمان خیلی زحمت کشید و همچنین داداش عارف گلم که مثل همیشه دلسوزانه دنبال کارای بچه ها بود. خوشحالم که در کنار آدم های عقده ای(استادا) دوستای خوبی هم کنارمون هستن.

درد و دل

سلام به همگي. با دلي پر خون اومدم. اين چند روز روزاي بدي رو پشت سر گذاشم. اين فقط حرف من نيست.

من موندم چرا هرکی تو این مملکت به جایی میرسه دوست داره عقده هاشو سر دیگران خالی کنه. نمونش شغل شریف استادیه. مثلا یکی از دوستای منو در دانشگاه تهران با نمره ی ۹.۹۹ انداختن.

آخه خودتون قضاوت كنين به نظر شما به قول عارف نمره ها مهندسي شده نيست؟ يعني چقدر تابلو ميخوان يه عده رو بالا بكشن و يه عده ي ديگه رو راحت و بي دليل بندازن. مثلا استاد ساختمان كه حتي حاضر نيستم اسمشو بيارم از اون وسط ترم مشخص بود كه ميخواست منو ( سهيل سرشوقي) رو بندازه و بعضي ها رو اينطوري قبول كنه! و بعد فرار کنه و جوابگوی دانشجوها نباشه.

خودتون ببینید این درسته...؟

سلامی دوباره...

سلام به همگی. امیدوارم حالتون خوب باشه.

راستش با این همه شلوغ بازی نمیدونم چی بگم. ولی میخوام یه کم شفاف سازی کنم.

دوستان لطف دارن. راستش من به دلیل یه سری مشکلات اداری و بی نظمی هایی که دیگه عادی شده واسه هممون شنبه دارم برمیگردم. خب وقتی دانشگاه تهران انقدر ناهماهنگی توش هست دیگه وای به حال بقیه دانشگاهامون...! حالا میام میبینمتون و براتون بیشتر توضیح میدم.

در کل خیلی خوشحالم که دوباره دارم برمیگردم پیش دوستای گلم. میبینمتون...